وبلاگ تخصصی میکروبیولوژی
Life is the art of drawing without an eraiser
 

هورمون آنتی مولرین از سلولهای گرانولوزای فولیکولهای کوچک (با اندازه 4-6 میلی متر) ترشح میشود و مقادیر ان در تمام طول ماه نسبتا ثابت است و با پریود ارتباطی ندارد. لذا این هورمون را میتوان در هر روزی از ماه اندازه گیری نمود بر خلاف FSH که حتما باید در روز دوم یا سوم پریود و یا اگر همراه با کلومیفن اندازه گیری میشود در روز دهم اندازه گیری نمود .

لازم به ذکر است که هورمون انتی مولرین در اقایان ( از سلولهای سرتولی ) ترشح میشود و مقادیر ان در هر سنی از زنان بالاتر است .

میزان هورمون انتی مولرین با افزایش سن کاهش می یابد و با کاهش مقادیر ان میتوان پیش بینی نمود که قدرت تخمدان کاهش یافته است .

همچنین در زنانی که در برنامه های IVF پاسخ دهی مناسبی به داروهای تحریک تخمدان نداشته اند میزان این هورمون پایین بوده است .

مقادیر بالای این هورمون در افراد مبتلا به تخمدان پلی کیستیک دیده میشود و بر اساس ان میتوان احتمال خطر بروز سندرم تحریک بیش از حد تخمدان را پیش بینی کرد.

مزیت استفاده از اندازه گیری این هورمون نسبت به تعیین FSH خون اینست که مقادیر ان در تمام طول پریود نسبتا ثابت است و با مقادیر هورمون استروژن خون و یا مصرف قرصهای ضد بارداری ارتباطی ندارد

توضیح اینکه میزان FSH روز دوم پریود در افرادی که از قرصهای ضد بارداری استفاده می کنند کاهش می یابد و این امر میتواند موجب ارزیابی غلط ذخائر تخمدان شود . از طرف دیگر در افرادی که میزان استروژن خون انها بالاست FSH خون پایین میاید و طبیعی تلقی میشود در حالیکه در اصل ذخائر تخمدان کاهش یافته است .

در مورد هورمون انتی مولرین این عوامل تاثیر گذار نیست و ابزار بهتری برای تعیین ذخائر تخمدان می باشد ولی قیمت بالای ان و اینکه ازمایشگاههای معدودی قادر به انجام ان می باشند میزان دسترسی به ان را کاهش میدهد .

Interpretation AMH Blood Level
High (often PCOS) Over 3.0 ng/ml
Normal Over 1.0 ng/ml
Low Normal Range 0.7 - 0.9 ng/ml
Low 0.3 - 0.6 ng/ml
Very Low Less than 0.3 ng/ml


ای وی اف

--------------------------------------------------------------------------------


IVF√ چیست؟

IVF مخفف لغت های انگلیسی In Vitro Fertilization" به معنی "باروری در در آزمایشگاه" است. اولین بار پزشکان موفق شدند با این روش در سال 1978 نوزادی را در یک زوج نابارور به دنیا بیاورند.
به عبارت دیگر IVF لقاح (ترکیب) ساده تخمک زن با اسپرم مرد در آزمایشگاه است. پس از لقاح، جنین را تا مرحله ای معین در آزمایشگاه پرورش داده و سپس این جنین را از طریق کردن رحم (سرویکس) به درون رحم زن وارد می سازند.

IVF برای ناباروری به علل زیر استفاده می شود:


◊ مشکلات لول های رحمی ( اختلالات شدید لوله ای مانند هیدروسالپنکس، بسته بودن لوله د قسمت درو از رحم، بسته بودن لوله در دو محل،‌ چسبندگی های شدید لگنی و شکست در اعمال جراحی قبلی برای رفع اشکال لوله ها
◊ آندومتریوز
◊ نازایی توجیه نشده
◊ نازایی به علت فاکتور سرویکال
◊ نازایی با فاکتور مردانه
◊ اختلالات تخمک گذاری، کاهش رزرو تخمدانی و نازایی در ارتباط با سن

IVF شامل مراحل زیر است:

□ مرحله تحریک تخمدانها:
پیش از انجام لقاح، برای به دست آوردن تخمک زن، برای زن داروهای القای تخمک گذاری تجویز می شود و در ضمن سطح هورمونهای زن و وضعیت تخمدانها و فولیکولها را بوسیله سونوگرافی بررسی می کنند.

□ مرحله جمع آوری تخمک:
پس از تحریک مناسب تخمدانها و تزریق داروی محرک تخمک گذاری (hCG) حدود 36 ساعت بعد زمان مناسب برای استخراج گامت زن (اووسیت) ها است. سوزن مخصوص را از دهانه رحم (واژن) و جدار آن و سپس محوطه لگن گذرانده و به تخمدان ها می رسانند که این کار تحت کنترل سونوگرافی واژینال صورت می گیرد. در این مرحله برای از بین بردن درد از بیهوشی، بی حسی نخاعی یا تزریق مسکن یا آرام بخش وریدی استفاده می کنند.
پس از استخراج اووسیت ها آنها را از نظر کیفیت و میزان رسیدگی بررسی می کنند و و بر حسب آن اووسیت ها را به مدت زمان لازم در محیط نگه می دارند.

□ مرحله جمع آوری اسپرم:
همسر بیمار در حول و وش زمان استخراج اووسیت ها، باید نمونه اسپرم را در یک ظرف پلاستیکی استریل آماده کند. معمولا نمونه اسپرم را دو بار در آزمایشگاه شستشو داده و به این ترتیب کیفیت اسپرم ها را بهبود می بخشند و مثلا اسپرم های متحرک تر را برای لقاح استفاده می کنند. نهایتا اسپرم های با بالاترین کیفیت را برای لقاح استفاده می کنند.

□ مرحله لقاح و کشت جنین:
به منظور انجام لقاح، اسپرمهای با بهترین کیفیت را به تخمکهای جمع آوری شده اضافه می کنند. معمولا تعداد 150000 اسپرم به ازای هر اووسیت و در صورتیکه علت ناباروری مرد باشد، از 500000 اسپرم به ازای هر اووسیت استفاده می کنند.
حدود 12 تا 18 ساعت پس از انجام لقاح اووسیت ها را رزیابی می کنند و از باروری و وضعیت مناسب آن اطمینان حاصل می کنند.

□ مرحله انتقال جنین: حدود دو تا پنج روز پس از استخراج اووسیت ها، پس از آنکه جنین حاصل مراحی از رشد را پشت سر گذاشت، آن را به وسیله یک کاتتر (میل جراحی ظریف) از طریق گردن رحم وارد رحم می نمایند. این مرحله معمولا بسیار سریع و بدون درد است.
اگر در IVF تعداد فولیکول های استفاده شده بیش از 3 یا 4 عدد باشد، امکان چند قلویی افزایش می یابد.

دو هفته پس از انجام عمل یک تست بارداری قبل از ساعت 9 صبح انجام می شود. و نتیجه موفق یا ناموفق به زوجین اعلام خواهد شد.

دو هفته پس از مثبت بودن تست حاملگی، یک سونوگرافی اولیه انجام می گیرد.

در صورتیکه اووسیت بالغ باشد، 80 درصد احتمال باروری دارد و هر چه درجه رسیدگی آن کمتر باشد، یا علت نازایی عامل مردانه باشد، احتمال باروری کمتر می شود.

ای یو ای
IUI√ چیست؟

IUI مخفف کلمه انگلیسی Intra Uterine Insemination و به معنی تلقیح داخل رحمی اسپرم و یکی از روشهای کمک باروری می باشد. IUI به تنهایی یا بهمراه تحریک تخمدانی برای درمان انواع مختلفی از نازایی بکار برده می شود. از کاربردهایIUI می توان به درمان نازایی به علل زیر اشاره کرد:



◊ نازایی به دلیل فاکتور مردانه

◊ نازایی بدون علت (توجیه نشده)

◊ نازایی به علت وجود مشکلاتی لوله های رحمی که مانع رسیدن تخمک ها از طریق لوله های رحمی (فالوپ) به رحم می شود.) به جز انسداد دوطرفه لوله ها)

◊ نازایی به علت اختلالات عملکردی تخمک گذاری

◊ نازایی به علت فاکتور سرویکال (مشکل در گردن رحم)

◊ نازایی به علت فاکتور رحمی

◊ نازایی به علت اندومتریوز

IUI به همراه افزایش تحریک کنترل شده تخمدان (COH) روش مناسب، غیر تهاجمی و کم هزینه بوده و باید بعنوان اولین خط درمانی نازایی بدون علت، قبل از IVF باشد. شیوع نازایی به علت فاکتور مردانه 40- 25% و نازایی بدون علت 10% می باشد که مجموعاً نیمی از موارد را تشکیل می دهند. از آنجائیکه IUI تکنیکی غیر تهاجمی و از لحاظ اقتصادی مقرون به صرفه می باشد، بیش از صد سال است که در درمان نازایی به علل مختلف به کار برده می شود و نازایی با فاکتور مردانه و نازایی بدون علت هر دو از اندیکاسیونهای شایع IUI می باشند.

در این روش به مرد یک ظرف استریل داده می شود تا پس از انجام انزال، مایع منی خود را در آن بریزد. در برخی مراکز از نوعی کاندوم مخصوص برای جمع آوری مایع منی استفاده می شود. این نمونه حداکثر باید ظرف مدت نیم ساعت به آزمایشگاه تحویل داده شود. در آزمایشگاه پس از طی مراحلی ( مانند ستشوی اسپرم با روشهای مختلف که بر حسب روش استفاده شده از نیم تا دو ساعت وقت می گیرد)،‌ اسپرم آماده سازی می شود. می توان از اسپرم های فریز شده در بانک اسپرم نیز برای انجام IUI استفاده کرد. اسپرم آماده سازی شده باید ظرف مدت کوتاهی (حداکثر12- 6 ساعت) به رحم وارد شود. به این منظور یک کاتتر (میل جراحی ظریف) حاوی اسپرم ها را از دهانه و گردن رحم گذرانده، وارد رحم می کنند و اسپرم ها را به درون رحم تزریق می کنند.

IUI می تواند با مصرف دارو های باروری در زن به منظور تحریک تخمک گذاری و یا بدون مصرف این دارو ها انجام شود.

بهترین زمان انجام IUI برای زن، حول وحوش شش ساعتهء پیرامون تخمک گذاری است. عده ای معتقدند که در نازایی به علت فاکتور مردانه، IUI باید پس از تخمک گذاری و در سایر موارد قبل از تخمک گذاری انجام شود تا اسپرم در رحم منتظر تخمک بماند.

در مراجعه اول برای زن یک سونوگرافی کنترل برای بررسی وضعیت تخمدانها انجام می دهند. اگر در همان زمان شواهدی دال بر تخمک گذاری وجود داشته باشد و تهیه نمونه اسپرم نیز ممکن باشد، می توان در همان موقع IUI را انجام داد. به طور کلی پس از بررسی وضعیت تخمدانها و اطمینان از طبیعی بودن آنها تزریق داروی کمک باروری (hCG ) به منظور تحریک تخمک گذاری در روز سوم دوره عادت ماهیانه انجام می شود. معمولا IUI حدود 24 تا 48 ساعت بعد از تزریق دارو انجام می شود. زمان اختصاصی 36 ساعت پس از تزریق hCG است. اگر بنابر نظر پزشک و شرایط موجود برای افزایش میزان موفقیت، دوبار IUI در یک مرحله انجام شود، معمولا حداقل با فاصله 12 ساعت و 48- 24 ساعت پس از تزریق پس از تزریق hCG انجام می شود.

عده ای زمان انجام IUI را بر اساس اوج طبیعی هورمون LH می سنجند. در این مورد مرتبه IUI در 36 ساعت پس از آن انجام می شود. اگر 2 بار IUI انجام شود بین 48 – 12 ساعت پس از اوج طبیعی هورمون LH ( LH Surge ) انجام می شود.

قبل از انجام IUI باید از نزدیکی امتناع شود. معمولا بیان می شود که 72 ساعت قبل از IUI نباید نزدیکی داشته باشند، اما اگر شمارش پایین اسپرم علت انجام IUI است، بایستی 48 ساعت بین انزال آخر و جمع آوری اسپرم فاصله زمانی باشد ولی اگر اشکال از اسپرم نباشد، نزدیکی 24 ساعت قبل از IUI هم اشکالی نخواهد داشت.

پس از انجام IUI در هر زمانی می توان نزدیکی داشت و در واقع بسیاری از پزشکان نزدیکی را پس از IUI توصیه می کنند.

بهترین شانس برای حامله شدن، در حضور 4-3 فولیکول است و فولیکولهای بیشتر شانس حاملگی چند قلو را افزایش می دهد. از طرفی کیفیت و شمارش های بالاتر اسپرم نیز با میزان موفقیت بیشتری همراه است اما تفاوت کمی بین موفقیت شمارش های زیاد و متوسط وجود دارد.

میزان موفقیت در IUI با توجه به عوامل موثر ذکر شده، بین 6% و 26% در هر دور درمان می باشد.

در صورت عدم موفقیت درمان نازایی پس از انجام سه دور IUI ، می توان از IVF برای درمان استفاده کرد.



ارسال در تاريخ شنبه سوم دی 1390 توسط فاطمه
 

بعنوان مثال در يكي از رايج‌ترين روشهاي الايزا ( روش غير مستقيم) كه براي شناسايي حضور و يا عدم حضور آنتي‌بادي برعليه يك آنتي‌ژن موردنظر بكار مي‌رود ابتدا يك آنتي‌ژن برروي سطح جامد پوشش داده مي‌شود سپس نمونة مجهول كه حضور و يا عدم حضور آنتي‌بادي برعليه اين آنتي‌ژن درون آن مورد بررسي قرار مي‌گيرد بر روي اين سطح جامد پوشش داده شده با آنتي‌ژن, افزوده مي‌شود.

پس از آن آنتي‌بادي ثانويه يا درحقيقت آنتي‌بادي برعليه اين آنتي‌بادي اوليه كه متصل به آنزيم نيز مي‌باشد افزوده مي‌شود و در نهايت سوبستراي آنزيم در اختيار آنزيم قرار داده مي‌شود و پس از گذشت مدت زمان لازم واكنش آنزيمي خاتمه داده شده و رنگ بدست آمده توسط دستگاه اسپكتروفتومتر قرائت مي‌شود.

3-2-1 مراحل يك آزمون الايزا

مراحل انجام يك آزمون الايزا به‌صورت زير مي‌باشد:

1) جذب يك آنتي‌ژن يا آنتي‌بادي به سطوح جامد پلاستيكي كه اصطلاحا پوشش‌دهي ناميده مي‌شود.

2) افزودن نمونه‌هاي مورد آزمايش

3) انكوباسيون واكنشگرها براي دراختياز قراردادن مدت زمان كافي براي انجام واكنش

4) جدا نمودن واكنشگرهاي متصل شده و واكنش داده از واكنشگرهاي آزاد و متصل نشده با استفاده از عمل شستشو

5) افزودن عوامل متصل شده با آنزيم

6) انكوباسيون واكنشگرها براي دراختيار قراردادن مدت زمان كافي براي انجام واكنش

7) جدا نمودن واكنشگرهاي متصل شده و واكنش داده از واكنشگرهاي آزاد و متصل نشده با استفاده عمل شستشو

8) افزودن سوبستراي آنزيم جهت تشخيص واكنش دهنده‌ها

9) انكوباسيون واكنشگرها براي دراختيار قراردادن مدت زمان كافي براي انجام واكنش

10) خاتمه دادن واكنش آنزيمي توسط متوقف كننده‌ها و قرائت دانسيتة نوري بدست آمده توسط دستگاه اسپكتروفتومتر

شرح مراحل فوق در ادامه آمده است:

3-2-2 فاز جامد

امروزه بيشتر از پليت‌هاي 96 خانه‌اي بعنوان فاز جامد استفاده مي‌شود. انواع انعطاف‌پذير و جداشدني از پلي‌وينيل كرايد و انواع سخت و محكم از پلي‌استيرن ساخته مي‌شوند. هم ‌اكنون شركت‌هاي معتبر و متعددي به‌ساخت انواع مختلف پليت‌هاي الايزا مشغول هستند دربعضي از انواع اين پليت‌ها، كف چاهك‌ها صاف و تخت بوده و بعضي ديگر مقعر مي‌باشند.

بعضي از پليت‌ها داراي خاصيت چسبندگي بالا بوده و بعضي داراي چسبندگي متوسط مي‌باشند. امروزه آزمايشهاي متعددي با موفقيت با هر كدام از اين نوع پليت‌ها انجام مي‌شود و نمي‌توان گفت كه قطعا كدام نوع پليت برتري بر ديگر انواع پليت‌ها دارد. مي‌توان با انجام دو آزمايش الايزاي كاملا يكسان كه تنها در نوع پليت متفاوتند و بررسي نتايج تشخيص داد كه براي كدام نوع از آنتي‌ژن، كدام پليت بهتر است. بطور كلي پليت‌هايي كه انتهاي چاهك‌هاي آنها تخت مي‌باشد توصيه مي‌شود.

3-2-3 پوشش‌دهي

اين مرحله كه يكي از مهمترين مراحل آزمون الايزا مي‌باشد عبارتست از اتصال پروتئين آنتي‌ژن يا آنتي‌بادي بر روي پليت ,درون چاهك‌ هاي يك پليت 96 خانه‌اي, كه عمدتا براساس واكنش‌ هاي آبگريز مابين ماتريكس پلاستيكي و پروتئين مي‌باشد. بنابراين هر پروتئين يك ثابت اتصال متفاوتي با پليت‌ها دارد. اين واكنش بستگي به بار خالص پروتئين ندارد.

بنابراين افزودن هيدروفوبيسيتة واكنش پروتئين – پليت موجب بروز اين نواحي هيدروفوب در پروتئين‌ها شده و واكنش مابين پليت و پروتئين را مستحكم‌ تر مي‌ نمايد، اين دناتوره نمودن جزيي پروتئين‌ها توسط قراردادن پروتئين در معرض دترژنت‌هاي ملايم و مواد داراي pH پائين حاصل مي‌شود كه بعد از اين مجاورت مي‌توان با استفاده از يك روش دياليز مناسب، بافر پوشش‌دهي را با اين مواد دناتوره كننده تعويض نمود.

عمل پوشش‌دهي به عوامل زير بستگي دارد.

الف) مدت زمان پوشش‌دهي

ب) دما

ج) غلظت پروتئين‌هايي كه بايد پوشش داده شوند.

د)‌ نسبت سطح چاهك‌ها به حجم محلول پوشش دهي

هـ) ضريب انتشار مولكولهاي پروتئيني درون محلول پوشش‌دهي درون چاهك‌ها

عوامل فوق يكپارچه بوده و جداي از يكديگر نيستند. يكي از مهمترين موارد بدست آوردن غلظت مناسب از پروتئين براي اتصال مناسب به پليت مي‌باشد كه از طريق تيتراسيون پروتئين بدست مي‌آيد.

محدودة 1 تا 10 μg/ml در حجم 50μl يك راهنمايي خوبي براي بدست آوردن غلظت مناسب اغلب پروتئين‌ها جهت اتصال خوب به پليت مي‌باشد البته اين محدوده وابستگي به خلوص نسبي پروتئين موردنظر جهت پوشش‌دهي دارد بنابراين غلظت يك پروتئين جهت پوشش‌دهي وابسته به فعاليت آن پروتئين مي‌باشد مشخص است كه يك محلول پروتئيني كه داراي مقدار كمي از پروتئين موردنظر باشد مقدار اتصال آن پروتئين به پليت برطبق نسبت حضور آن پروتئين در محلول كم مي‌باشد و ناخالصي‌هاي موجود در محلول پروتئيني سطوحي را كه بايد پروتئين موردنظر ما در اختيار داشته باشد اشغال مي‌نمايند كه در نهايت منجر به يك اندازه‌گيري ضعيف مي‌شود.

با استفاده از چند تست الايزا كه در آنها غلظت پروتئين موردنظر براي پوشش‌دهي متفاوت است مي‌توان به يك غلظت مناسب از پروتئين جهت پوشش دادن دست يافت. توجه به اين مطلب مهم است كه دانسيتة اتصال پروتئين به پليت درنتيجة نهايي بسيار مهم است. اتصال با دانسيتة بالا حتي ممكن اسب برخلاف انتظار ما به نتايج ضعيف منجر شود چرا كه اين دانسيتة بالا مي‌تواند از لحاظ قضايي اجازة نزديك شدن پروتئين دوم (آنتي‌ژن يا آنتي‌بادي) را به پروتئين پوشش داده شده ندهد. درحقيقت مولكولهاي پروتئين پوشش داده شده آنقدر باشدت و استحكام بالايي (و بينابين يكديگر) به سطح چاهك متصل شده‌اند كه حتي جايگاه‌هاي اتصالشان در دسترس اتصال به پروتئين دوم (فرضا آنتي‌بادي) نمي‌باشد.

غلظت‌هاي بالاي پروتئيني كه بايد پوشش داده شود نيز منجر به‌همين مسئله مي‌شود. رابطه غلظت يك آنتي‌ژن يا آنتي‌بادي با چگالي نوري (OD) بدست آمده در مرحلة نهايي تست الايزا يك رابطة خطي صرف نمي‌باشد و براي هر پروتئيني بسته به فرم فضايي آن پروتئين و نيز در هر محدوده‌اي از غلظت‌هاي مختلف آن پروتئين متفاوت مي‌باشد.

ميزان هيدروفوبيسيتة واكنش پروتئين – پليت وابسته به دما نيز مي‌باشد افزايش دما موجب افزايش اين هيدروفوبيسته مي‌شود و دانستيم كه اين افزايش منجر به اتصال مستحكم‌ تر پروتئين به پليت مي‌ شود يكي از رايج‌ترين روش‌هاي پوشش‌دهي از لحاظ دما، در مجاورت قراردادن پليت با پروتئين در دماي 37°c مي‌ باشد كه در اين دما بين 1 تا 3 ساعت زمان مناسبي براي اغلب پروتئين‌ ها مي‌باشد در مرتبة بعد مي‌توان روش پوشش‌دهي در طول شب در 4°c و يا تركيبي از ايندو را بكار گرفت.

بسته به ماهيت پروتئين‌ها، گاهي اوقات پوشش‌دهي در دماي آزمايشگاه با مدت زمان طولاني‌تر موردنظر قرار مي‌گيرد.

البته مشخص است كه افزايش دما در مدت زمان طولاني ممكن است باعث تغييراتي در ساختار پروتئين موردنظر جهت اتصال به پليت شود. تكان دادن يكنواخت، آرام و منظم پليت نيز مي‌تواند با افزايش ميزان برخورد و درنتيجه اتصال پروتئين به پليت، زمان موردنظر براي پوشش‌دهي را كاهش دهد.

3-2-3-1 بافر پوشش‌دهي

بيشترين بافرهايي كه هم‌اكنون مورد استفاده قرار مي‌گيرند عبارتند از :

*

بافر كربنات 6/9 = pH با كربنات 50 ميلی مولار،
*

Tris – Hcl بيست ميلی مولار با pH = 8/5 و يا
*

PBS 10 ميلی مولار با pH = 7/2

اغلب روش‌هاي الايزا از يكي از اين سه نوع بافر استفاده مي‌نمايند.

بافرهايي غير از موارد فوق هنگامي مورد استفاده قرار مي‌گيرند كه مشكلي در پوشش‌دهي با بافرهاي فوق بوجود آمده باشد. از لحاظ تئوري بهترين بافري كه مورد استفاده قرار مي‌ گيرد بافري است كه داراي pH برابر با 1 تا 2 واحد بالاتر از (PI) پروتئين اتصالي باشد. اما درعمل اندازه‌گيري اين مطلب آسان نمي‌باشد چراكه پروتئين اتصالي (فرضا آنتي‌ژن) حاوي مخلوطي از پپتيدهاي متفاوت مي‌باشد. با انجام چند آزمايش الايزا كه pH‌هاي متفاوت و قدرت يوني متفاوتي در بافر پوشش‌دهي داشته باشد مي‌توانيم اتصال بهتر و مناسب‌تر پروتئين به پليت را بدست آوريم.

پروتئين‌ هاي با خاصيت اسيدي، احتياج به يك pH پائين‌ تر جهت خنثي نمودن نيروي دافعه مابين پروتئين و پليت دارند و در آزمايشي جهت پوشش دادن پروتئين‌ هاي ويروس Herpes simplex كه خاصيت اسيدي دارند بهترين pH در محدودة 5/2 تا 6/4 بدست آمده است.

در روش‌ هاي رايج امروزي پوشش دادن با بافر PBS يا كربنات اغلب موفقيت‌آميز است.

گاهي اوقات بعضي از آنتي‌ژن‌ها مشكلاتي را در پوشش‌دهي بوجود مي‌آورند اين آنتي‌ژن‌ها شامل پلي‌ساكاريدها ليپوپلي‌ساكاريدها و گليكوليپيدها هستند كه پوشش‌دهي مستقيم را منجر به نتايج ضعيف و نامناسب مي‌نمايند در اينگونه موارد يك پوشش‌دهي ابتدايي موردنياز است كه با يك آنتي‌سرم اختصاصي انجام مي‌شود كه يك حالت ساندويچي را بوجود مي‌آورد كه در ادامة همين فصل توضيح داده خواهد شد.

بنابراين مخلوط تخليص نشده آنتي‌ژن‌ها مناسب براي پوشش‌دهي مستقيم نمي‌باشد و درصورت نياز از الايزاي ساندويچي استفاده مي‌شود.

بدليل ماهيت غير كووالانسي اتصالي پروتئين به پليت، جداشدن يك پروتئين از پليت نيز ممكن است رخ دهد اما اگر شرايط پايدار و استاندارد باشد اين مطلب تأثير مهمي در يك آزمون الايزا نخواهد گذاشت.


اساس این روش همان آنتی ژن- آنتی بادی می باشد , با این تفاوت که برای ردیابی واکنش مذکور از آنزیم و واکنش آنزیمی استفاده می شود. در این روش می توان برای ردیابی واکنش به دلخواه آنتی ژن و با آنتی بادی را  آنزیم دار, نشاندار ساخت. به عمل نشانه دار سازی , کونژوگاسیون و به مولکول آنزیم دار, کونژو گه آنزیمی گفته می شود.

 
اگر آنتی ژن کونژو گه شود روش را (EIA) می گویند و اگر آنتی بادی کونژو گه شود روش را (IEMA ) می نامند. اساس روش EIA ,رقابت میان آنتی ژن کونژو گه و آنتی ژن آزاد درنمونه مورد سنجش بر سر اتصال به آنتی بادی است. در اینجا نیز میزان کمپلکس آنزیم دار با آنتی ژن آزاد رابطه ی معکوس دارد, بنابراین می توان بسته به نیاز از آنتی بادیهای پلی کلونال و یا منوکلونال استفاده کرد. البته در برخی سنجش ها آنتی بادیهای الیگوکلونال پاسخ بهتری ایجاد می کنند. اگر چند نوع آنتی بادی منوکلونال را با هم مخلوط کنیم, مجموعه ی حاصله را آنتی بادی الیگوکلونال می نامند.

یکی از تفاوتهای RIA  با EIA در این است که اغلب انالیت رادیو اکتیو دار از لحاظ ساختمان شیمیایی و ابعاد فیزیکی با آنالیت سرد یکسان بوده و یا تفاوت نا چیزی دارد در EIA آنالیت کونژوگه به آنزیم که اغلب مولکولهای پروتئینی بزرگ هستند، متصل می شود, بنابراین نوع آنتی بادی به کار رفته و شرایط سنجش خصوصا زمان انکوباسیون به گونه ای طراحی می شود که این تفاوت ساختمان و ابعاد بر واکنش آنتی ژن-آنتی بادی اثر سو به جای نگذارد.



ارسال در تاريخ شنبه سوم دی 1390 توسط فاطمه
 

روشهای مختلف الکتروفورزی برای تفکیک و مطالعه بیومولکول ها اعم از اسید های نوکلئیک یا پروتئین ها ابداع شده است که در زیر به معرفی انواع متداول آن می پردازیم.

۱)الکتروفورز سطحی : از یک نوار کاغذی یا استات سلولزی بعنوان فاز ثابت استفاده می شود. دو روش فوق جز در برخی کارهای پژوهشی کاربرد چندانی ندارند.


۲)الکتروفورز ژل : از یک محیط نیمه جامد (ژل ) بعنوان فاز ثابت استفاده میشود. این نوع الکتروفورز برحسب نوع ژل به کار گرفته شده به دو نوع الکتروفورز ژل پلی اکریل آمید ( PAGE) و الکتروفورز ژل آگارز تقسیم می شود. الکتروفورز PAGE دارای قدرت تفکیک بسیار بالائی بوده و برای تفکیک پروتئین ها و اسید های نوکلئیک به کار گرفته می شود.
به منظور بررسی پروتئین ها با استفاده از PAGE ، به سبب اینکه پروتئینها دارای بار مختلف هستند، معمولاً برای اینکه تفکیک فقط براساس وزن مولکولی انجام شود به بافر ماده شیمیائی SDS (سدیم دو دسیل سولفات ) اضافه می شود. SDS مولکول بزرگی با بار منفی می باشد. این ماده باعث واسرشت شدن پروتئینها شده و به آنها متصل می شود. به ازای هر دو اسید آمینه، یک مولکول SDS به پروتئین متصل می شود که باعث القاء بارمنفی متناسب با وزن مولکولی به پروتئین می شود. هر چه غلظت پلی اکریل آمید بیشتر باشد قدرت تفکیک ژل بیشتر خواهد بود و مولکول های دارای وزن مولکولی نزدیک به هم را بهتر تفکیک می نماید .

برای تفکیک اسیدهای نوکلئیک در صورت امکان از ژل آگارز استفاده می شود. تهیه ژل مزبور به مراتب سریعتر و اسانتر از ژل پلی اکریل آمید بوده و هزینه کمتری را در بر می گیرد. معمولا برای تفکیک قطعات بزرگ DNA (بزرگتر از 500 جفت باز) در صورتیکه هدف صرفا بررسی کیفی و تفکیک باشد استفاده از ژل آگارز انتخاب اول است. برای تفکیک قطعات کوچک DNA دو رشته ای و قطعات DNA تک رشته ای از ژل پلی اکریل آمید استفاده می شود. قدرت تفکیک ژل های مزبور ارتباط مستقیمی با غلظت آنها دارد. برای مثال، برای تفکیک قطعاتی به اندازه 100 جفت باز از آگاروز 3% و برای قطعات حدود 2000 جفت باز از آگارز 8/. درصد استفاده می شود.در صورتیکه نیاز به تفکیک DNA به صورت تک رشته ای باشد، از مواد واسرشت کننده نظیر اوره، فرمالدهید یا فرمامید در ژل همزمان با الکتروفورز استفاده می شود. به این نوع ژلها، ژل واسرشت کننده می گویند. چنین ژل هائی پیچ و تابهای اسید های نوکلئیک را از هم باز کرده و بنابراین تفکیک مولکول ها فقط براساس طول و نه ساختار دوم انجام می شود. در این ژل ها مولکولهای کوچکتر در مقایسه با مولکول های بزرگتر سریعتر حرکت کرده و مسافت بیشتری را طی می کنند. از روش PAGE برای بررسی موتاسیون ها و تعیین توالی DNA استفاده می شود.


۳)الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار: چنانچه اشاره شد، هر چه غلظت ژل کمتر باشد با آن می توان مولکولهای بزرگتری را بوسیلة الکتروفورز ، تفکیک کرد. ولی در این رقت محدودیت وجود دارد به طوریکه حتی با رقیقترین ژلهای آگاروز هم نمی توان مولکولهای DNA بزرگتر از 100 کیلو جفت باز را تفکیک کرد. برای این منظور از روشهای الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار استفاده می شودکه دارای انواع مختلفی است:

آ)الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار تک جهتی (UPFGE ): یکی از ساده ترین روشهای الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار، روش UPFGE می باشد. برای این روش از یک دستگاه ژل الکتروفورز افقی معمولی استفاده می شود. در UPFGE ، میدان الکتریکی در فواصل زمانی معین قطع شده و دوباره برقرار می شود. هنگامی که میدان برقرار است مولکول DNA بصورت گسترده در آمده و در جهت میدان حرکت می کند. با قطع شدن جریان الکتریکی، حرکت DNA متوقف شده و DNA فرصت می یابد تا به حالت هیئت فضایی خاص خود در آید ولی با برقراری مجدد جریان حرکت مولکول آغاز می شود. در زمانی که میدان الکتریکی برقرار نیست همة مولکولها فرصت نمی کنند بطور کامل به شکل فضایی خود در آیند هر چه مولکول کوچکتر باشد سریعتر می تواند به شکل فضایی خود در آید و از آن خارج شود. براین اساس می توان مولکولهای نسبتاً بزرگ را از هم تفکیک کرد. با استفاده UPFGE می توان مولکولهایی تا اندازه 400 کیلو جفت باز را از هم تفکیک کرد. از این روش الکتروفورزی در انالیز ژن های بزرک نظیر ژن کد کننده پروتئین دیستروفین که در پیدایش بیماری دیستروفی عضلانی نقش دارد، استفاده می شود.


ب)الکتروفورز در میدان الکتریکی معکوس (FIGE) : در روش FIGE، جهت میدان الکتریکی در فواصل زمانی معین ، معکوس می شود در این روش برای تفکیک مولکولهای کوچک از دامنه های زمانی کم استفاده می شود یعنی میدان الکتریکی بطور متناوب به مدت .5/. ثانیه در جهت مستقیم و به مدت 25/. ثانیه در جهت مخالف برقرار می شود. در مورد مولکولهای بزرگتر از زمانهای بیشتر ، 3 ثانیه به جلوو 1 ثانیه در جهت مخالف استفاده می شود. با این روش می توان مولکولهایی تا اندازه 800 کیلو جفت باز را از هم تفکیک کرد.


ج)ژل اکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار (PFGE:( PFGE یکی از متداولترین روشهای الکتروفورز در میدان الکتریکی ضربان دار است. در این روش از دو میدان الکتریکی که نسبت بهم بصورت عمود قرار گرفته اند، در فواصل زمانی معین بطور متناوب استفاده می شود. یکی از این میدانها در جهت بالا به پائین و دیگری در جهت چپ به راست قرار دارد. مولکولهایDNA پس از آنکه تحت تأثیر میدان اول حرکت کردند در اثر میدان دوم 90 درجه تغییر جهت داده و حرکت می کنند. در اثر این روش مولکولهای DNA با یک حرکت چرخشی خود، در طول ژل بصورت زیگ زاگ حرکت می کنند. در روش PFGE می توان مولکولهای بسیار بزرگی در اندازه بین 20 هزار تا 2 میلیون جفت باز را از از هم تفکیک کرد.



ارسال در تاريخ شنبه سوم دی 1390 توسط فاطمه
 

ايزوايمونيزاسيون گلبول ‌قرمز موقعي به وجود مي‌آيد که زنان فاقد آنتي‌ژن مورد نظر باشند و در معرض آن آنتي‌ژن قرار گرفته‌ و توليد آنتي‌بادي نمايند. بيماري هموليتيک جنين موقعي به وجود مي‌آيد که اين آنتي‌بادي‌ها از طريق جفت به سوي جنين برسند که حامل آنتي‌ژن مي‌باشد.
آنتي‌بادي‌ها ترکيبي با گلبول‌ قرمز ايجاد مي‌نمايند و موجب تخريب گلبول‌هاي قرمز جنين مي‌شوند. اين تحولات با تعدادي از آنتي‌ژن‌هاي گلبول‌هاي قرمز به درجات مختلف ايجاد مي‌شود اما بيشترين بررسي‌ها در خصوص سيستم گروه خوني Rh انجام يافته است. مادر ممکن است در معرض آنتي‌ژن قرار گيرد که جنين حامل آن بوده ولي مادر فاقد آن مي‌باشد. در بيماري Rh مادر Rh منفي در معرض گلبول قرمز جنين Rh مثبت قرار مي‌گيرد. گلبول‌هاي قرمز جنين به جريان خون مادر وارد شده و سيستم ايمني مادر را در معرض آنتي‌ژن خارجي قرار مي‌دهند. مورد ديگر در معرض قرار گرفتن از طريق ترانسفوزيون خون مي‌باشد. خون به طور معمول از نظر سازگاري Rh-D و ABO مورد آزمايش قرار مي‌گيرد. اين مورد براي آنتي‌ژن‌هاي نامرتب نمي‌باشد، با وجود آنکه ايزوايمونزاسيون آنتي‌ژن Kell از طريق تخريب گلبول‌ قرمز به آنمي منجر مي‌شود. اعتقاد براين است که آنمي به علت فروکش نمودن سلول‌هاي مولد گلبول‌ قرمز ايجاد مي‌شود. اين مورد اقدام درماني را از ايزوايمونيزاسيون Rh مشکل‌تر مي‌نمايد. آنتي‌بادي‌هاي Lewis ازنوع:Le) a ) و Le) b) به دليل آنکه از نوع IgM هستند وساختمان آنها از جفت عبور نمي‌کند ايجاد آنمي‌در جنين نمي‌نمايند. به علاوه اين آنتي‌ژنها به طور ناچيز درگلبول قرمز جنين عمل مي‌نمايند.
راهکار رايج پيشگيري از بيماري Rh انجام آزمايش تعيين گروه خوني وآنتي‌بادي مي‌باشد. درآنهايي که Rh منفي و آنتي‌بادي منفي مي‌باشند يک ويال anti-Dglobulin) IgG) به مقدار 300 ميکروگرم اگر آنتي‌بادي منفي باشد درهفته‌ي 28حاملگي داده مي‌شود. درموقع زايمان اگر نوزاد Rh مثبت باشد دوباره به مقدار بالا anti-Dglobulin تجويز مي‌شود. تجويز anti-Dglobulin موجب مي‌شود ميزان سرمي آنتي‌بادي مادر در حد مثبت4:1 براي چند هفته بعد ازتجويز باقي بماند. يک ويال anti-Dglobulin درمقابل 30سي‌سي خون کامل جنيني يا 15سي‌سي گلبول قرمز جنيني محافظت ايجاد مي‌نمايد. چنانچه شک بر اين باشد که بيش ازمقدار فوق خون يا گلبول قرمز جنيني وارد جريان خون مادر شده است آزمايش Kleiharer-Btke) KB) درصد مقدار سلول‌هاي جنيني را درگردش خون مادر نشان مي‌دهد.
به طور کلي تصور مي شود مقدارخون مادر 5 ليتر در دوران حاملگي است با ضرب نتيجه‌ي KB در 5000‌سي‌سي مقدار خون جنيني را درجريان خون مادر نشان مي‌دهد. براي مثال چنانچه KB به ميزان 2/0% باشد محاسبه به اين ترتيب مي‌باشد: 10سي‌سي=5000 x 002/0 از خون جنيني. اگر بيش از 30‌ سي‌سي خون جنيني به سوي جريان خون مادر عبور نمايد بيش از يک ويال anti-Dglobulin مورد نياز مي‌باشد. چنانچه مادر آنتي‌بادي مثبت باشد که تصور مي‌شود بيماري هموليتيک ايجاد نمايد. تعيين گروه خوني و ارزيابي وضعيت آنتي‌ژني پدري است اگر وضعيت آنتي‌ژني پدر منفي باشد ارزيابي بعدي لازم نمي‌باشد. در صورت وجود وضعيت/آنتي‌ژني D شخص ممکن است هتروزيگوت يا هوموزيگوت باشد بستگي به وجود يا عدم وجود ساير آنتي‌ژن‌ها غير از آنتي‌ژن‌هاي سيستم Rh در نژاد پدري دارد. تيتر بحراني در موقعيتي گفته مي‌شود که ميزان آنتي‌بادي در سرم مادر در حدياست که تست‌هاي تهاجمي بيشتري براي مادران حساس شده نياز مي‌باشد. با آزمايش تست کومبس غير مستقيم (مقدار آنتي‌بادي موجود در سرم مادر که با گلبول قرمز احاطه نشده است).
تيتربحراني به ميزان 16:1 گفته مي‌شود. مورد استثناء در مورد anti-Kell مي‌باشد که تيتر بحراني در اين مورد 8:1 است. آنتي‌ژن Du نشانه‌يي از سطح سلولي است که قسمتي از آنتي‌ژن D مي‌باشد. مواردي نشان داده شده است که زنان با آنتي‌ژن D حساس شده‌اند. anti-Dglobulin را مي‌توان به زنان Du مثبت داد. با تست آمنيوسنتز بيلي روبين که نشانه‌ي‌ غيرمستقيم بيماري هموليتيک جنيني مي‌باشد به دست مي‌آيد. آمنيو سنتز را هر 1 تا 3 هفته براي تعيين delta0D450 بايد انجام داد. با تست کوردوسنتز براي اندازه‌گيري هموگلوبين و هماتوکريت بند ناف جنين مي‌باشد. با وجود آنکه اطلاعات براي اندازه‌گيري delta0450 اساساً براي بيماري Rh (anti-D) مي‌باشد در مورد ساير آنتي‌بادي‌هاي نامنظم نيز به کارمي‌رود. مصرف آپان محدود به anti-Kell مي‌باشد زيرا مکانيسم براي اين آنتي‌بادي به فروکش نمودن فعاليت سلول‌هاي مغز استخوان مي‌باشد.اخيراً متد غير تهاجمي با داپلر سونوگرافي با اندازه‌گيري نمودار حداکثر سرعت سيستولي شريان مياني مغز براي اقدام درماني حاملگي‌هاي با anti-Kell مفيدتر مي‌باشد. Liley نمودار راهنمايي در يک کاغذ نيمه لوگاريتمي مي‌باشد بين تغييرات درجه بينايي در 450nm (delta0450) در بيلي روبين مايع آمنيوتيک که درحاملگي‌هاي بين 27و41 هفته نقطه‌گذاري شده است. اين نمودار به سه ناحيه تقسيم شده است:
ناحيه‌1- جنين مبتلا نمي‌باشد.
ناحيه 2- جنين مبتلا است.
ناحيه3- جنين ريسک ازنظر مرگ داخل رحمي وجود دارد.
قبل از هفته‌ي 27 اطلاعات درمورد حدوث منحني گزارش شده است. اقدام درماني در جنين که درناحيه‌ي2 نشان داده شده است ادامه‌ي‌ آمنيوسنتز هر2 تا 3 هفته مي‌باشد. بعد ازاولين آمنيوسنتز دومين دو هفته بعد انجام داده مي‌شود اگر وضعيت delta-0D450 درحال پايين آمدن باشد آمنيوسنتز را به فاصله‌ي بيشتري مي‌توان انجام داد. بايد به خاطر داشت هر بار که آمنيوسنتز انجام داده مي‌شود ريسک افزايش پاسخ آنتي‌ بادي مادر وجود دارد. درمورد جنين ناحيه‌ي 3 کوردوسنتزباترانسفوزيون خون داخل رحمي انجام داده مي‌شود. يافته‌هاي سونوگرافي درجنين‌هاي مبتلا درموارد شديد يا متوسط شامل: کارديومگالي و وجود مايع‌ در پريکاردوآسيت و بزرگي کبد وطحال و اتساع وريدهاي بند ناف و ادم زير جلدي وافزايش اندازه‌ي‌ جفت ومايع‌ آمنيوتيک مي‌باشد. اخيراً با داپلر سونوگرافي شريان مغزي مياني باتعيين سرعت سيستولي جريان خونکه درجنين‌هاي با آنمي افزايش مي‌يابد به عنوان روش‌هاي غير تهاجمي به کار مي‌رود.
نکات کليدي در ايزوايمونيزاسيون درحاملگي:
1- بيماري هموليتيک جنيني درمادراني‌که آنتي‌بادي در مقابل گلبول‌هاي قرمز توليد مي‌نمايند ايجاد مي‌شود.
2- آنتي‌ ژن‌هاي شايع دراين بيماري شامل:D ,Cc ,E ,e ,Kell ,Kidd ,Duffy مي‌باشد.
3- RhoGAM که داراي Anti-Dimmunoglobulin مي‌باشد به زنان Rh منفي درهفته 28 حاملگي ودرساير مواردي که خونروي ازجنين به مادر وجود دارد وبعد از زايمان اگر نوزاد Rh مثبت است تجويز مي‌شود.
4- تيتر آنتي‌بادي را تاحد بحراني مي‌توان پيگيري نمود بعد از آن آمنيوسنتز براي تعيين 0D450 (تعيين بيليروبين مايع آمنيوتيک)و ارزيابي‌هاي نقطه‌گزاري شده در منحني Liley براي بررسي جنين ازنظر ريسک بيماري هموليتيک.
5- با کوردوسنتز هموگلوبين و هماتوکريت اندازه‌گيري مي‌شود و به دست آوردن خون جنيني براي crossmatch براي ترانسفوزيون خون به جنين‌هايي که شديداً مبتلا مي‌باشند (ناحيه3)به کار مي‌رود.



ارسال در تاريخ شنبه سوم دی 1390 توسط فاطمه
 


تست حاملگی:

آزمایش حاملگی یا اندازه گیریBetaHCG چیست و چرا این هورمون تست می شود؟

هورمون های HCG - LH - FSH - TSH همگی از دو بخش یا Sub Unit تشکیل می شوند : آلفا و بتا که بخش آلفا در همه ی این هورمون ها مشابه است و افتراق اینها از هم با بخش بتا صورت می گیرد .

از ملاقات اسپرم واوول تخمک لقاح پیدا میکند. تخمک لقاح یافته به طرف رحم رفته ودر جدار آن لانه گزینی میکند.بین 10-3روز بعد جفت تشکیل میشود. HCG ( هر دو بخش آلفا و بتا ) توسط سلولهای تروفوبلاستیک جفت سنتز می شود و نیمه عمر آن 36 - 12 ساعت است . مهمترین وظیفه این هورمون نگه داری از جسم زرد است که تولید استرادیول و پروژسترون می کند .

مقدار این هورمون در حاملگی طبیعی از روز ششم تا دهم بعد از لقاح در سرم مادر بالا میرود ( حتی گاه از روز سوم لقاح هم قابل شناسایی است. )
معمولا25 -20 روز پس از آخرین قاعدگی ( و نه زودتر از آن ) مقدار این هورمون در ادرار مادر به اندازه ای میرسد که قابل اندازه گیری باشد .

معمولاچه زمانی این تست انجام میشود؟
این هورمون در حاملگی طبیعی 4 - 6 هفته بعد از شروع بارداری افزایش چشم گیر پیدا کرده وسپس کم کم افت پیدا می کند . اما در موارد حاملگی خارج رحمی - حاملگی مولار- برداشت کل رحم - کورتاژ پس از حاملگی سیر نزولی سریعتر آن را شاهد هستیم .

سایر کاربردهای تست حاملگی یا هورمون بتا اچ سی جی(Beta H.C.G)

در مردان در موارد تشخیص تومورهای بیضه و نئوپلاسم آن کاربرد دارد که همراه با آلفا فیتو پروتئین تست می شو د . در بعضی بدخیمی ها از قبیل کوریوکارسینوما - امبریونال سل کارسینوما و نیز حاملگی خارج رحمی میزان BeteHCG به شدت بالا می رود و اندازه گیری های مرتب آن برای سنجش پاسخ بیمار به شیمی درمانی ضروری است

این آزمایش چه زمانی وبه درخواست چه کسی قابل انجام است؟

این آزمایش را هرزمان که مشکوک به حاملگی طبیعی ویا حتی موارد خارج رحمی باشیم انجام دهیم و درخواست آن بوسیله خود بیمار هم قابل قبول است.

بعلاوه در موارد بدخیمی هائی که نامبرده شد ویا حین درمان آنها نیز کاربرد دارد.(برای ارزیابی چگونگی پاسخ بیمار به درمان)

چه موقع فرد میتواند مراجعه کند؟آیا ناشتائی ویا سایر شرایط دیگری باید رعایت شود؟

ناشتا بودن لازم نیست. مصرف آب مانعی ندارد و حتی قطع داروهای دیگر فرد ضروری نیست.

این آزمایش باچه نمونه ای انجام میشود وچقدر طول میکشد؟

چون هورمون ابتدا در خون ظاهر میشود سپس بعد از شروع متابولیزه شدن در ادرار آمده ودفع میشود پس آزمایش خون حساستر است وزودتر مثبت میشود.درموارد حاملگی خارج رحمی هم که حتما باید خون تست شود.

مدت زمان آزمایش نیم ساعت است ودر هرساعت شبانه روز قابل انجام میباشد.


=================


راهنما و روش انجام تست حاملگي نوار تست حاملگي موجود به روش يك مرحله اي سريع و مطمئن براي تشخيص حاملگي بر اساس وجود اچ-سي-جي (HCG) در ادرار يا سرم خون مي باشد. اين هورمون از جفت ترشح شده و ابتدا در خون و سپس در ادرار انتشار مي يابد. پس از وقوع حاملگي( يك روز پس از عقب افتادگي در سيكل ماهانه) در خون و ادرار ميزان هورمون به ۱۰-۵ واحد ميرسد كه اين مقدار براي مثبت شدن تست كافي است. از آن پس ميزان هورمون بسرعت افزايش مي يابد.
جمع آوري نمونه و روش انجام : ادرار را در ظرف تميزي مانند ليوان يكبار مصرف ( در هر ساعت از روز) جمع آوري نمائيد.
نوار تست را از پاكت خارج سازيد ئ تا خط مشخص (MAX) در ادرار فرو كنيد. بطوريكه جهت پيكان بطرف ادرار باشد. سطح ادرار نبايد از خط (MAX) عبور كند. سه ثانيه صبر كنيد
سپس از ادرار خارج ساخته.. بطور افقي بر روي دهانه ظرف ادرار بگذاريد.تست hcg
نتيجه:
بر حسب ميزان هورمون موجود در ادرار نتيجه مثبت بصورت ۲ خط قرمز حدود ۴۰ ثانيه بعد ظاهر مي شود. تا پنج دقيقه اگر رنگي ظاهر نشد دليل بر منفي بودن آزما يش است.ظهور رنگ
در فاصله ۵ تا ۱۰ دقيقه مشكوك بوده و چند روز بعد تكرار شود. هر نتيجه اي بعد از ۱۰ دقيقه فاقد ارزش است.
مثبت: آشكار شدن دو نوار رنگي در نواحي كنترل و پائين تر از آن
منفي: آشكار شدن تنها يك نوار رنگي در ناحيه كنترل
شدت رنگ بستگي به مدت زمان حاملگي دارد.تذكرات:
۱- تنها هنگام آزمايش پاكت باز شود و نوار فقط براي يكبار قابل استفاده است.
۲- پاكت كوچك همراه نوار حاوي ماده سيليكا‍زل ( جاذب رطوبت) است كه بعنوان نگهدارنده ميباشد..پس از باز كردن پاكت دور انداخته شود.
۳- بيماراني كه مبتلا به سرطان هستند تفسير تست بعهده پزشك متخصص ميباشد.
نکات مهم در مورد بارداری :۱-. اگر پریود های منظم دارید (یعنی حداقل ماهی یكبار با یكی دو روز عقب و جلو پریود می شوید) و تصمیم به بارداری دارید با تاخیر یك هفته ای پریود به احتمال قوی حامله هستید برای اثبات این قضیه ساده ترین راه استفاده از Home Test(تست ادرار) است كه در خانه انجام می شود وروش آن روی جلد تست توضیح داده شده است .(بهترین زمان برای انجام تست ادرار صبحگاه است چون میزان هورمونHCG در ادرار بیشتر از ساعتهای دیگر روز است) روش مطمئن تر تست خون است كه با تجویز پزشك ذر آزمایشگاه انجام میشود .

▪ فراموش نكنید كه یك كپی از آزمایش حاملگی را برای آلبوم نوزاد نگه دارید
۲. بلافاصله بعد از قطعی شدن حاملگی قرص مترنا MATERNAاز داروخانه تهیه كنید وروزی یك عدد مصرف كنید
دوستانی كه در ایران هستند بایداسید فولیك را شروع كنند

● نكته:
حداقل ۲ تا ۳ ماه قبل از بارداری بهتر است از تركیبات اسید فولیك استفاده شود تا مشكلاتی از قبیل سقط جنین یا منگولیسم ایجاد نشود. بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد اسید فولیك می‌تواند از تأخیر رشد جنین جلوگیری كرده و باعث بهبود رشد شود
▪بسیاری از متخصصین معتقدندكه هر زمان كه تصمیم به بارداری داشتین MATERNAرا شروع كنید
وتا ۶ ماه بعد اززایمان ادامه دهید

▪ در ایران متخصین معتقدند كه اسید فولیك تا پایان ۳ ماهه اول ادامه یابد و بعد از آن قرص آهن شروع شود تا ۴ الی ۶ماه بعد از زایمان
▪ بیمه مترنا را كاور نمی كند وبرای خرید آن احتیاج به نسخه پزشك ندارد
▪ اسید فولیك و فروس سولفات در ایران هر دوبابیمه كاور می شود

۳.در همان ماههای اول یكسری آزمایشهای اولیه از جمله چك هموگلوبین, آهن, فریتین و همچنین آزمایش ادرار برای رد عفونت و یكسری آزمایشات برای رد بیماریهایی مثل سفلیس سرخچه و…

انجام می شود كه خوشبختانه هم در ایران روتین است هم در كانادا (یادتون نره)!!!!!!!!!!!!
۴ . یكی دیگر از اقدامات اولیه تعیین سن حاملگی وتاریخ زایمان است
LMP:اولین روز آخرین قاعدگی است
Conception Date:روزتخمك گذاری و احتمالا روز لقاح است
Due Date:روز تولد نوزاد
برای محاسبه تاریخ زایمان هم می توانید از لینك زیر استفاده كنید
LMP را وارد كنید تا جدول حاملگی شما را تر سیم كند
● یا
ا▪ ز فرمول زیر استفاده كنید
▪ روز ماه سالLMP را بنویسید ۷ روز به روز اضافه كنید ۳ماه از ماه كم كنید ۱ سال به سال اضافه كنید
مثال LMPیك خانم 1389/4/5 است روز زایمان او 12فروردین 1390است گرفتین!!!!!!!!!!!!



سيكل قاعدگي (Menstrual cycle)

در دختران و زنهاي جواني كه ازدواج نكرده اند و يا از روشهاي مختلف ضد بارداري استفاده مي نمايند، بطور متوسط هر 28 روز سيكلي تكرار مي شود كه از آن تحت عنوان سيكل ماهانه يا سيكل قاعدگي، ياد مي شود. كه روزهاي پاياني آن، با خونريزي همراه است. در طي سيكل ماهانه، يکسري تغييرات هورموني رخ مي دهد.

در نيمه اول سيكل(14 روز اول) هورمونهاي LH و FSH توليد مي شوند. در روز 14 (اواسط دوران قاعدگي)، هورمون LH ، در سطح بالايي توليد مي شود که باعث تحريک تخمگذاري((Ovulation از فوليكول مي شود. پس از آزاد شدن تخمك، فوليکول، به جسم زرد تبديل شده و شروع به توليد هورمون پروژسترون مي کند. هورمون پروژسترون با تاثير بر روي سلول هاي ديواره رحم، باعث تکثير سلولهاي ديواره رحم شده و سبب مي شود تا سلولهاي ديواره رحم، از نظر منابع غذايي، سرشار شوند. جسم زرد طول عمر کوتاهي دارد و با تحليل رفتن جسم زرد، در واقع منبع توليد پروژسترون از بين مي رود. بنابراين ديواره رحم ريزش پيدا کرده و وخونريزي شروع مي شود. بدين ترتيب دوباره سيكل قاعدگي تكرار مي شود.

اگر در روز 14 كه تخمك گذاري انجام مي شود، اسپرم در مجاورت تخمك قرار گيرد، تخمك بارور شده و سلول تخم ايجاد مي شود. سلول تخم شروع به تكثير كرده و بلاستوسيتها را بوجود مي آورد. در اطراف سلولهاي بلاستوسيت، سلولهاي تروفوبلاست و سلولهاي سنسي شيو تروفوبلاست بوجود مي آيند. سلولهاي سنسي شيو تروفوبلاست، اولين سلولهايي هستند که هورمون hCG را توليد مي کنند. هورمون hCG توليد شده از سلولهاي سنسي شيو تروفوبلاست، بر روي جسم زرد اثر گذاشته و از تحليل رفتن آن جلوگيري مي كند. پروژسترون توليد شده از جسم زرد، بر روي سلولهاي ديواره رحم اثر گذاشته و از ريزش آنها جلوگيري كرده و بدين ترتيب، زمينه را براي لانه گزيني و شروع حاملگي آماده مي كند. در روز 22، لانه گزيني (Implantation) انجام مي شود و با تشكيل جفت، توليد هورمونهاي hCG و پروژسترون، توسط سلولهاي جفت انجام مي گيرد.

معمولاً هورمون hCG را مي توان، يک هفته بعد از تخمک گذاري يا 20 روز بعد از آخرين قاعدگي در سرم يا ادرار شخص حامله پيدا کرد. توليد هورمون hCG توسط جفت در طول 9 ماه حاملگي انجام مي شود. اما ميزان توليد آن در ماههاي مختلف حاملگي متفاوت است (نمودار 1). به اين ترتيب كه، مقدار هورمون hCG، در ابتداي حاملگي، کم و در روز 60 تا 80 (ماه دوم حاملگي) توليد hCG در حد بالايي انجام مي گيرد، و ممکن است تا Iu/ml 250 برسد. بعد از روز 60ـ80 توليد هورمون hCG کاهش مي يابد، طوري که در شروع 3 ماهه Trimester)) دوم حاملگي توليد هورمون hCG کاهش مي يابد، ولي هيچ وقت صفر نمي شود. و تا آخر حاملگي، پيوسته به ميزان Iu/ml 15ـ10 توليد مي شود. تا اينكه، حدود دو هفته پس از زايمان طبيعي، در سرم ناپديد شده و قابل تشخيص نمي باشد.



نمودار 1: تغييرات توليد هورمون hCG در طي حاملگي

هورمون hCG و تشخيص حالات پاتولوژيك

علاوه بر اين كه مي توان با جستجوي وجود يا عدم وجود هورمون hCG در نمونه ادرار، حاملگي را تشخيص داد، مي توان با اندازه گيري مقدار هورمون hCG برخي حالات پاتولوژيك را نيز تشخيص داد.

كاهش توليد مقدار هورمون hCG از ميزان طبيعي آن، مطرح كننده احتمال سقط جنين و حاملگي خارج رحمي(Ectopic Pregnancy) مي باشد.

افزايش توليد غير طبيعي هورمون hCG از ميزان طبيعي (بيشتر از Iu/ml 250)، مطرح كننده احتمال بيماريها و تومورهايي نظير کارسينوماي جفتي (Choriocarcinoma)، مول هيداتيديفرم (Hidatidiform Mole) وكاريسنوماي اوليه تخمدان مي باشد. بعلاوه اينكه در مردان مبتلا به تومورهاي بيضه (Testicular Tumor) و همچنين تومورهاي توليد كننده هورمون hCG مانند سرطان ريه (Lung Carcinoma)، از زنجيره بتاي هورمون hCG به عنوان ماركر تومور استفاده مي شود.

روشهاي مختلف تشخيص و اندازه گيري هورمون hCG

1) روش ممانعت از آگلوتيناسيون غير فعال ذرات لاتکس Passive Latex Agglutination Inhibition Test

2) روش آگلوتيناسيون غير فعال ذرات لاتکس Reversed Passive Latex Agglutination

3ـ روش اليزا ( (ELISA: Enzyme Linked Immunosorbent Assay

4ـ روش آر. آي. اي (RIA: Radio Immuno Assay) RIA: كه حساسترين و دقيق ترين روش است.

در بين چهار روش فوق، روش اول، در آزمايشگاههاي تشخيص طبي، بيشترين كاربرد را دارد. كه در ادامه، روش انجام آن بطور مفصل بحث مي شود.

روش ممانعت از آگلوتيناسيون غير فعال ذرات لاتکس

آزمايش، با استفاده از کيت و در دو مرحله انجام مي شود. اجزاي موجود در كيت عبارتند از:

1) قطره چكان حاوي کنترل مثبت (ادرار شخص حامله)

2) قطره چكان حاوي کنترل منفي (ادرار شخص غيرحامله)

3) قطره چكان حاوي آنتي بادي بر ضد زنجيره بتاي هورمون hCG

4) قطره چكان حاوي ذرات لاتكسي كه بر روي آنها، زنجيره بتاي هورمون hCG متصل شده است.

5) اسلايد زمينه سياه و اپليكاتور

روش انجام آزمايش

روش كيفي

بر روي اسلايد زمينه سياه، يک قطره از نمونه ادرار خانم، يك قطره كنترل مثبت و يك قطره كنترل منفي را اضافه کرده و به هر كدام از آنها، يک قطره آنتي بادي بر ضد زنجيره بتاي هورمون hCG اضافه مي كنيم. با اپليكاتور دو قطره را مخلوط كرده و حدود 30 ثانيه حرکت دوراني مي دهيم. در مرحله دوم به هر كدام از مجموعه هاي مرحله اول، ذرات لاتکس را اضافه كرده، دو دقيقه حرکت دوراني مي دهيم و جواب را آزمايش را از نظر آگلوتيناسون بررسي مي کنيم.

پس از اين مدت در قطره مربوط به كنترل مثبت، ذرات آگلوتينه مشاهده نمي شود ولي در قطره مربوط به كنترل منفي، ذرات آگلوتينه مشاهده خواهد شد. در نمونه ادرار مورد آزمايش، اگر ذرات آگلوتينه مشاهده شد، نشان دهنده عدم وجود هورمون hCG در نمونه ادرار، و حامله نبودن شخص است. ولي اگر ذرات آگلوتينه مشاهده نشد، نشان دهنده وجود هورمون hCG در نمونه ادرار، و حامله بودن شخص است.

روش كمي

گاهي اوقات لازم است مقدار نسبي هورمون hCG را در ادرار محاسبه نمود. بدين منظور مي بايست ابتدا، نمونه ادرار را در لوله هاي آزمايش، با سرم فيزيولوژي، به ترتيب 1/2، 1/4، 1/8 و غيره رقيق كرد. سپس از هركدام از لوله ها يك قطره برداشته و بر اساس روش كيفي كه در بالا توضيح داده شد، براي وجود يا عدم وجود هورمون hCG بررسي كرد. آخرين قطره اي كه در آن آگلوتيناسيون مشاهده نشود بعنوان تيتر هورمون hCG آن ادرار در نظر گرفته مي شود. در نهايت مقدار هورمون hCG از فرمول زير محاسبه مي شود.

V * D * S

‌‌‌ V(Volume): حجم ادرار بر حسب ميلي ليتر، D(Denominator): مخرج كسر تيتر هورمون، S (Sensitivity): حساسيت كيت

همچنين براي محاسبه مقدار هورمون hCG در ادرار 24 ساعته، كافيست ادرار 24 ساعته را در يك ظرف تميز جمع آوري كرده و در فرمول فوق به جاي V عدد مربوط به حجم ادرار 24 ساعته را قرار دهيد.

نكته ها

1) بهترين نمونه براي روش لاتکس، نمونه ادرار اول صبح است، چرا كه در طول شب كمتر مايعات مصرف مي شود و 2) بنابراين ادرار غليظ بوده و غلظت مواد موجود در آن، تقريبا برابر غلظت آنها در سرم مي باشد.

3) واژه هايي چون گراويندكس، تست حاملگي و يا پرگننسي (Pregnancy)، همگي به معناي آزمايش تشخيص حاملگي مي باشد.




گونادوتروپین جفتی، هورمونی برای مادر و جنین :

گونادوتروپین کوریونیک انسانی (hCG) یک گلیکوپروتیین است که تغییرات در جز کربوهیدراتی آن موجب تفاوت در خصوصیات بیولوژیکش می گردد. همانند دیگر گلیکوپروتیین ها مانند FSH، LH و TSH گونادوتروپین کوریونیک انسانی از دو زیر واحد آلفا و بتا تشکیل یافته که در هورمون های گلیکوپروتیینی، زیر واحد مشابه یکدیگر هستند، اما فعالیت بیولوژیک ویژه هر کدام، هم چنین اختصاصیت در ایمونواسی ها، مربوط به تفاوت های مولکولی و کربوهیدراتی زیر واحد های بتا است...

به نظر می رسد تمام بافت های انسانی hCG تولید می کنند، ولی جفت به لحاظ دارا بودن توانایی گلیکوزیله کردن این پروتیین و در نتیجه کاهش میزان متابولیسم آن موجب فعالیت بیولوژیک آن به همراه نیمه عمر طولانی اش می شود. تا به امروز تنها عملکرد شناخته شده hCG پشتیبانی از کورپوس لوتیوم است که حدود روز هشتم پس از تخمک گذاری و یک روز پس از لانه گزینی (زمانی که برای اولین بار در خون مادر قابل ردیابی است) جای LH را می گیرد. ادامه بقای کورپوس لوتیوم کاملا وابسته به hCG است و در مقابل، بقای حاملگی تا هفته هفتم وابسته به استرویید های کورپوس لوتیوم.

غلظت hCG در گردش خون مادر در زمان شروع یک دوره خون ریزی قابل انتظار ولی اتفاق نیفتاده، تقریبا L/IU 100 است. حداکثر میزان hCG در گردش خون مادر یعنی حدود IU/L 000/100، در هفته های

8 تا 10 لقاح ایجاد می شود. سپس میزان آن در هفته های 18 تا 20 به حدود IU/L 000/10 تا 000/20 کاهش می یابد و تا هنگام ترم در همان حد باقی می ماند. دلیـل آنکه سطـوح hCG در نیـمه دوم حـاملگی کاهـش می یابد، مشخـص نیست. در نزدیکی ترم، سطوح hCG در زنانی که جنین دختر دارند، بالاتر است. این مساله در مورد سطوح سرمی، محتوای جفتی، سطوح ادراری و غلظت های مایع آمنیوتیک نیز صدق می کند.

در دو وضعیت بالینی، تیتر hCG خون به طور ویژه کمک کننده است: بیماری تروفوبلاستیک و حاملگی های نابه جا.

حدود 20 درصد بیماران مبتلا به مول هیداتی فرم دچار عوارض بدخیم خواهند شد. به دنبال حاملگی های مولار، باید تیتر hCG در بیمارانی که بیماری ادامه دار ندارند، تا هفته 16 به مقادیر غیرقابل ردیابی افت کند. در مقابل، بیماران مبتلا به بیماری تروفوبلاستیک، اکثرا تا هفته سه و معمولا تا هفته شش دارای منحنی غیرطبیعی (تیتر بیشتر از L/IU 500) می باشند. زمانی تشخیص بیماری تروفوبلاستیک حاملگی داده می شود که میزان hCG در یک بازه زمانی دو هفته ای ثابت مانده یا افزایش یابد، یا افزایش مداوم آن 16 هفته پس از تخلیه دیده شود. پس از درمان، باید میزان آن ماهیانه تا حداقل یک سال، سپس سالی دو بار و برای پنج سال متوالی اندازه گیری شود.

در واقع، تمام حاملگی های نابه جا با مقادیر قابل ردیابی hCG همـراه هستند. مقادیر hCG در حاملگی های طبیعی و نابـه جا با سرعت های متفاوت افزایش می یابند و اندازه گیری کمی hCG همراه با اولتراسونوگرافی لگن تاثیر به سزایی بر تشخیص و کنترل حاملگی نابه جا دارد:

1) اندازه گیری کمی hCG می تواند حیات حامگی را ارزیابی کند، به طوری که سرعت افزایش طبیعی (حدود 50 درصد افزایش،هر دو روز یک بار) معمولا نشان دهنده یک حاملگی طبیعی است.

2) هنگامی که تیتر hCG از L/IU 1000 تا 1500 تجاوز می کند، اولتراسونوگرافی واژینال باید بتواند وجود یک حاملگی داخل رحمی را تشخیص دهد.

3) مقادیر کاهش یابنده hCG با درمان موثر رخ می دهند، اما مقادیر ثابت و افزایش یابنده، نشان دهنده وجود بافت تروفوبلاستیک زنده هستند.

● آزمون های مثبت کاذب

گاهی نتایج مثبت کاذب آزمون های hCG دیده می شوند و موجب درمان جراحی یا طبی نامناسب می گردند. در این موارد، سطح hCG نسبتا پایین است (معمولا کمتر از

L/IU 150). علل مختلفی برای این وضعیت وجود دارند، از جمله hCG ترشح شده توسط هیپوفیز، ولی معمولا این مشکل بالینی ناشی از تداخل مواد دیگر با آزمون است، به ویژه آنتی بادی های ضد LH یا ایمونوگلوبین های anti-animal. به علاوه تومورهای غیرتروفوبلاستیک می توانند مقادیر قابل ردیابی hCG را ترشح کنند. معمولا یک پاسخ مثبت کاذب در طول زمان ثابت باقی می ماند (نه افزایش می یابد و نه کاهش). هنگامی که تابلوی بالینی نامشخص است یا متناسب با نتایج آزمایشگاهی نمی باشد (به ویژه فقدان بافت تروفوبلاستیک)، hCG مثبت را می توان به چند روش تایید نمود:

1) اخذ نتیجه مشابه توسط یک روش دیگر

2) نشان دادن وجود hCG در ادرار

3) نشان دادن نتایج موازی با ترقیق های متوالی hCG استاندارد و نمونه سرمی بیمار.

● گزارشی از یک مطالعه بالینی

▪ استفاده از مهارکننده آروماتاز و hCG برای آماده سازی آندروژنی پیش از IVF:

طی IVF، مقادیر اضافی FSH و LH برای تحریک هم زمان چندین فولیکول تجویز می شوند. با دردسترس قرارگرفتن داروهای جدیدتر و فهم بهتر دینامیک فولیکول، پروتکل های تحریک دستخوش پیشرفت های قابل توجهی شده اند و مطالعات متعددی نیز برای ارزیابی ترکیب های دارویی جدید و استفاده از درمان های جانبی برای بهبود تحریک فولیکولی انجام شده یا درحال انجام هستند.

آندروژن ها، علاوه براینکه پیش ساز سنتز استرادیول هستند، اثرات چشمگیر دیگری نیز در مراحل اولیه توسعه فولیکولی دارند. هم چنین نشان داده شده که درمان مکمل با آندروژن به شکل DHEA موجب بهبود نتیجه تحریک در بیماران poor-responder که تحت روش تحریک سازی برای IVF قرار می گیرند، می شود.

یک مطالعه تصادفی شده توسط لوسل و همکاران، احتمال همراهی استفاده از مهارکننده های آروماتاز و hCG پیش از تحریک را با بهبود نتیجه نهایی، مورد ارزیابی قرار داده است.

مهارکننده های آروماتاز با جلوگیری از تبدیل آندروژن به استروژن، موجب افزایش سطوح آندروژن موضعی می شوند و استفاده از hCG نیز با تشدید سنتز آندروژن از طریق گیرنده LH، موجب ایجاد سطوح بالاتر آندروژن می شود.

در گروه priming، آنتاگونیست GnRH با دوز 3 میلی گرم برای جلوگیری از توسعه اولیه فولیکولی داده شد، اما این آنتاگونیست برای گروه کنترل پیش از تحریک تجویز نشد. سپس تحریک توسط دوز ثابت اولیه گونادوتروپین ها در هر دو گروه انجام گرفت و سپس، تحریک توسط دوز متغیر آنتاگونیست GnRH در هر دو گروه ادامه یافت. خصوصیات پایه در هر دو گروه قابل مقایسه بودند.

در گروه priming مدت تحریک و مقادیر گونادوتروپین های مورد استفاده بیشتر بود. تعداد تخم ها، رویان ها و رویان های با کیفیت بالا در هر دو پروتکل مشابه بودند و میزان بارداری نیز تفاوتی نداشت. هم چنین در این گروه در روز اول تحریک، سطوح FSH و LH پایین تر بودند. این مطالعه نتوانست هیچ فایده ای برای آماده سازی پیش از تحریک توسط مهارکننده آروماتاز و hCG پیدا کند.

برای این یافته ها می توان توضیحات احتمالی ارایه داد: اول آنکه، علاوه بر تجویز مهارکننده آروماتاز و hCG، تفاوت مهم دیگری بین دو پروتکل وجود داشت: به بیماران گروه priming سه روز پیش از تحریک، یک دوز 3 میلی گرم آنتاگونیست GnRH داده شد، از آنجایی که استفاده از آنتاگونیست GnRH موجب سرکوب شدید سطوح گونادوتروپین درون زاد می شود و گونادوتروپین های درون زاد نیز با تامین نیاز اندک به حمایت LH به توسعه فولیکول کمک می کنند، اگر این هورمون ها سرکوب شوند، تخمدان ها ممکن است پاسخ آهسته تری به تحریک دهند، یعنی یافته ای که در این مطالعه دیده شد.

همچنین این احتمال وجود دارد که مدت priming خیلی کوتاه بوده باشد. مطالعات دیگر که از اشکال دیگر priming مانند DHEA و recombinant LH استفاده کرده اند، آنها را برای مدت های بسیار طولانی تری تجویز نموده اند (یک هفته تا 2 تا 3 ماه). چنین priming طولانی ممکن است به خوبی از سوی بیماران مورد پذیرش نباشد، به ویژه زمانی که نمی توان بهبود قابل توجهی را ضمانت نمود. برخی از گزارش های پیشین، بیماران poor-responder را مورد مطالعه قرار داده اند (گروهی که کنترل آنها مشکل است). این احتمال وجود دارد که آماده سازی توسط آندروژن می تواند اثر مثبتی بر زنان poor-responder داشته باشد



ارسال در تاريخ شنبه سوم دی 1390 توسط فاطمه

اسلایدر