تحقیقی در مورد دترجنت در زیست شناسی سلولی و مولکولی

سديم دودسيل سولفات"SDS" يک دترجنت آنيوني است که به اغلب مولکولهاي پروتئيني در محلول هاي مايي و درpH هاي متفاوت متصل مي شود. "SDS" تقريبا" به همه ي پروتئينها با نسبت تقريبي 4/1 گرم در 1 گرم پروتين اتصال مي يابد. براي همين "SDS" باعث القاء بار الکتريکي منفي متناسب با اندازه در پلي پپتيدها ميگردد. علاوه بر اين "SDS" با تخريب پيوندهاي هيدروژني و بر هم کنش هاي هيدروفوبي, باعث تخريب ساختمان دوم و سوم پروتئين ها مي گردد. در صورت حضور يک ماده ي احيا کننده نظير "DTT" پيوندهاي دي سولفيدي از گسسته وتاخوردگي پروتئين ها به طور کامل از بين مي رود. پلي پپتيدهايي که شکل طبيعي اشان توسط "SDS" بر هم خورده و احيا هم شده اند به شکل ميله هايي انعطاف پذير در مي آيند که داراي بار منفي يک دست در واحد طول خود هستند. از آنجا که نسبت بار الکتريکي به جرم مولکولي در اين پلي پپتيدها تقريبا" نسبتي مشابه است, جداسازي پروتئين ها در الکتروفورز تحت چنين شرايطي تقريبا" به طور کامل وابسته به تفاوت در وزن مولکولي آنها است.

برخي پروتئين ها در "SDS-PAGE" رفتاري غيرعادي دارند به خصوص برخي گليكوپروتئين ها به مقادير عادي از "SDS" متصل نمي شوند, در نتيجه نسبت بار الکتريکي به وزن مولکولي در آنها مشابه اين نسبت در پروتئين هاي ديگر نيست و مهاجرت آنها کمتر بوده در نتيجه وزن مولکولي بيشتري از خود نشان خواهند داد.

پروتئين هايي با بارمنفي زياد و يا با بار مثبت زياد, مثلا" هيستون ها, يا پروتئين هاي غني از پرولين, مثلا" كلاژن, در مجاورت "SDS" بطور غيرطبيعي وزن مولکولي بالايي از خود نشان مي دهند.

ّبه هرحال، "SDS-PAGE" در جداسازي پروتئين هايي با جرم مولكولي خيلي مشابه كه داراي تغييرات بعد از ترجمه, نظير استيليشن يا متيليشن يا فسفروريليشن, هستند از ارزش کمي برخوردار است. براي آناليز چنين پروتئين هاي تغيير يافته اي ، از روش PAGE با اوريک اسيد استفاده مي شود كه در آن هم وزن مولكولي و هم بار پروتئين در فرآيند جداسازي دخيل است . پروتئين در pH اسيدي بار مثبت دارد و در ميدان الكتريكي به سمت كاتد حركت مي كند . به اين دليل از روش PAGE اسيداوره عموماً براي جداسازي پروتئين هايي با سايز يكسان و بار متفاوت استفاده مي شود.

مشكلاتي كه ممكن است درحين آماده سازي و كار با ژلSDS بوجود آيد:

مشكل

علت

چارة كار

كاهش ميزان پليمريزاسيون ژل

وجود اكسيژن ، كهنه بودن محلولهاي استوک

( بخصوص آكريل آميد و امونيوم پرسولفات )

محلولها را degas كنيد.

مجدداً محلول استوک تهيه كنيد .

تشكيل انتهاي چسبنده ژل

نفوذ n-butanol به ژل.

محلول ژل را با n- بوتانل بپوشانيد بدون اينكه مخلوطشان كنيد .

نارضايتي از نتيجه رنگ آميزي، رنگ آميزي ضعيف

رنگ بطور مطلوب باند با نمونه نشده است

از محلول غليظ تر رنگ استفاده كنيد . زمان رنگ‌آميزي را افزايش دهيد و يا از رنگي با حساسيت بالا استفاده كنيد.

محلول رنگي مي بايستي حاوي محلول ارگانيك ( مثل متانول ) باشد كه SDS را از پروتئين جدا كند چراكه ممكن است رنگ به آن بچسبد .

رنگ يكدست نيست

نقوذ رنگ و يا رنگ بري بصورت يكدست انجام نشده است .

ژل را درطي رنگ آميزي و رنگ بري تكان دهيد . زمان رنگ آميزي و رنگ بري را افزايش دهيد .

باندها رنگ نگرفته اند .

رنگ پروتئين حذف شده است.

ژل را مجدداً رنگ كنيد . زمان رنگ بري را كم كنيد و يا از رنگي استفاده كنيد كه پروتئين را طوري رنگ كند كه رنگش محو نشود ..

بر روي ژل نشانه هايي از رنگ در نواحي غيراختصاصي مشاهده مي شود

درمحلول رنگي ، رنگ به صورت جامد و حل نشده باقي مانده و مشاهده مي شود .

از حل شدن كامل رنگ اطمينان حاصل كرده يا اينكه رنگ را پيش از استفاده فيلتر كنيد .

آلودگي بطور وضوح مشاهده مي شود .

وسايل و يا محلولهاي استوک آلوده هستند .

مواد غيرپروتئيني در نمونه رنگ گرفته اند ( به عنوان مثال اسيدنوكلئيك )

وسايل را تميز كرده يا از وسايل نو استفاده كنيد.

از رنگ ديگري استفاده كنيد كه آلودگي ها را رنگ ننمايد .

تفكيك باندهاي پروتئيني بخوبي انجام نگرفته است .

الكتروفورز ناكارآمد .

سايز Pore (‌حفره ) ژل جداكننده مناسب نيست .

ميزان load شده تا ميزان زيادي عوض شده است

درصد C و T ژل جداكننده را تغيير دهيد .

هربار از ميزان Loading يكساني استفاده كنيد .

هر از گاهي تغييرات جزئي درحركت الكتروفورتيك پروتئينهاي استاندارد مشاهده مي شود .

اجزاء سازنده ژل به لحاظ كيفي از Batch به Batch ديگر با گذشت زمان تغيير مي كند .

از يك Batch ماده شيميايي تا حداكثر زمان ممكن استفاده كنيد و محلولهاي Stock دترجنت هاي كهنه را عوض كنيد .

كج و معوج شدن باندها ،

باندها پخش يا رگه دار شده باشد .

پروتئينهاي نمونه در حلال غيرقابل حلند ، يا بصورت مجتمع aggregate باقي مانده اند .

يك عامل حل نشده است يا حباب موجود در ژل با باند پروتئيني درحال حركت درگير شده است .

از حلال تازه با SDS اضافي و عوامل كاهنده استفاده كنيد بخصوص براي محلولهاي مربوط به نمونه تغليظ شده . محلول Stock را پيش از استفاده فيلتر كنيد و هرگونه حبابي را از ژل خارج كنيد .

مهاجرت پروتئيني يكپارچه نيست ( باندها خم مي شوند )

سايز حفرات ژل يكسان نيست .
بخشي از ژل درگير نشده است .

نشت الكتريكي (برق دزدي).

خنك كردن ژل يكپارچه نيست ( در نتيجه يك بخش سريعتر از بخش ديگر حركت مي كند ) .

مطمئن شويد كه محلولهاي ژلي بخوبي مخلوط شده اند و پليمريزاسيون خيلي به سرعت انجام گرفته ( براي كاهش زمان پليمريزاسيون پرسولفات را كاهش دهيد .

قبل از الكتروفورز هر حبابي را كه به ژل چسبيده حذف كنيد .

مطمئن شويد كه اسپيسهاي كناري درجاي مناسب قرارگرفته اند . سيستم خنك كننده ژل را بهبود بخشيد يا ميزان گرما را با كاهش ولتاژ يا قدرت يوني بافر كاهش دهيد .

 

الكتروفورز روشي است كه در آن نمونه هايي که بار الکتريکي دارند، تحت تأثير يك ميدان الكتريكي از ميان شبکه اي متخلخل حركت مي کنند. سرعت حرکت مولکولها در اين شرايط نه تنهاتحت تاثير بار الکتريکي اشان است بلکه عواملي ديگري نظير اندازه و شکل مولکول نيز در اين امر دخيل هستند. به همين دليل الکتروفورز روشي مناسب و کارآمد در جداسازي مولکول مورد استفاده قرار مي گيرد. معمولا" الکتروفورز براي جداسازي مولکولهاي بزرگي چون پروتئين ها و اسيدهاي نوکلئيک به کار برده مي شود, اما در مواردي نيز براي جداسازي مولکولهاي باردار کوچکتري نظير قندها, اسيدهاي آمينه, پپتيدها و حتي يونهاي ساده مورد استفاده قرار مي گيرد.

معمولا" براي الکتروفورز يک مخلوط مولکولي, لايه نازکي از آن, بر روي شبکه اي متخلخل که محلولي را درون خود محبوس کرده است, قرار داده مي شود. پس از برقراي ميدان الکتريکي با اِعمال اختلاف پتانسيل در دو سوي اين شبکه, مولکولهاي موجود در نمونه با سرعت هاي متفاوتي درون شبکه متخلخل شروع به حرکت مي کنند. اين اختلاف سرعت مبناي جداسازي در الکتروفورز است. در پايان, مولکولهاي پروتئيني مختلف به صورت باند هايي مجزا در قسمت هاي مختلف شبکه آشکار مي شوند. شبکه متخلخل در ممانعت از انتشار مولکولها در اثر گرماي ايجاد شده به خاطر جريان الکتريکي نقش مهمي دارد. علاوه بر اين در مواردي که از ژل هاي آگاروز و پلي آکريل آميد استفاده مي شود, شبکه متخلخل نقش يک الک غربال کننده بر اساس اندازه مولکولها را نيز ايفا مي کند.

در اغلب دستگا ه هاي الکتروفورز, ژل مابين دو محفظه ي بافري قرار مي گيرد به طوريکه ژل تنها واسطه در عبور جريان الکتريسيته بين اين دو محفظه باشد

جداسازي توسط الکتروفورز تحت تاثير عوامل متعددي قرار دارد. ماهيت مولکولهاي نمونه نظير بار الکتريکي و اندازه آنها و شدت جريان و ميدان الکتريکي و بالاخره اثرات محيطي نظير نوع و نحوه ي استفاده از بافرها و حرارت ايجاد شده در حين کار عواملي هستند که بر نحوه ي جداسازي مولکولهاي نمونه اثر مي گذارند.

5-1-1-1- اثر عوامل الکتريکي

در الکتروفورز سرعت حرکت مولکول ها تناسب مستقيم با اختلاف پتانسيل اِعمال شده دارد. قانون اُهم Ohm در الکتروفورز از اهميت زيادي برخوردار است (معادله 5-1)

V=IR

معادله 5-1- قانون اهم؛ V ولتاژ يا اختلاف پتانسيل برحسب ولت, I شدت جريان بر حسب آمپر و R مقاومت بر حسب اُهم است

معادله فيزيکي ديگر که از آهميت برخوردار است, معادله توان است. اين معادله مقدار حرارت ايجاد شده در حين الکتروفورز را مشخص مي کند.

P=V2/R يا P=I2R يا P=VI

معادله 5-2- معادله توان که در آن P توان بر حسب وات است.

اين حرارت ايجاد شده بر اثر مقاومتي است که الکترودها, بافر مورد استفاده, و ژل دارند و به گرماي ژول Joule heat موسوم است. منابع الکتريکي Power supply مورد استفاده در الکتروفورز ايجاد جريان مستقيم مي کنند و معمولا" يکي از پارامترهاي الکتريکي,يعني ياجريان يا اختلاف پتاتسيل يا توان را ثابت نگاه مي دارند. بايد توجه داشت که مقاومت مدار مورد استفاده در الکتروفورز را به هر حال نمي توان ثابت نگاه داشت. براي مثال در حين الکتروفورز, مقاومت بافر بر اثر گرماي ژول, کاهش مي يابد. بنا بر نوع بافر بکار رفته و پارامتر الکتريکي که ثابت نگاه داشته مي شود, گرماي ژول در حين انجام الکتروفورز ممکن است کاهش يا افزايش يابد (جدول 5-1). براي مثال در "SDS-PAGE" ناپيوسته ثابت نگاه داشتن شدت جريان منجر به افزايش دما مي شود که نياز به سيستم خنک کننده را در چنين وضعيتي الزامي مي کند.

انتخاب نوع پارامتر ثابت در منبع الکتريکي در حين الکتروفورز, با در نظر گرفتن متغير هاي مختلفي صورت مي پذيرد. براي مثال مدت زمان مورد نظر براي انجام الکتروفورز, الزام به حداقل رساندن انتشار نمونه و مقدار از دست دادن فعاليت نمونه که بر اثر حرارت و در طول زمان رخ مي دهد, و نياز به حفظ دماي خاص براي انجام الکتروفورز. معمولا" پروتئين ها با جريان ثابت الکتروفورز مي شوند, در حاليکه الکتروفورز اسيد هاي نوکلئيک با ولتاژ ثابت انجام مي شود.

5-1-1-1- اثر سيستم هاي بافري و pH

پروتئين ها به علت خصوصيت آمفوتري خود تحت تاثير pH محيطي که در آن قرار داشته باشند بارالکتريکي خاص خود را نشان مي دهند. بدين ترتيب در جداسازي توسط الکتروفورز بايد pH محلول هاي مورد استفاده ثابت باقي بماند از آنجا که الکتروليز آب در آنود يونهاي "H+" و در کاتود يونهاي "OH-" ايجاد مي کند, براي ثابت نگاه داشتن pH محلولهاي مورد استفاده, آنها بايد بافر شوند.

5-1-1-2- اثر حرارت

براي حفظ تکرار پذيري, ثابت نگاه داشتن حرارت در تمام مراحل الکتروفورز بسيار مهم است. براي مثال پلي مريزه شدن آکريل آميد يک واکنش گرمازا است, از اينرو گرماي ايجاد شده در حين پلي مريزاسيون, به خصوص در مورد ژل هاي غليظ تر, ممکن است با انتقال گرما باعث بروز بي نظمي در اندازه ي منافذ ژل گردد. انتقال گرما معمولا" مشکلي در ژل هايي با غلظت کمتر از 15% T نمي کند. به هر حال گرماي زياد در حينالکتروفورز مشکلات ديگري را نيز پديد مي آورد؛ شکستن شيشه هاي الکتروفورز, آسيب به دستگاه. وقتيکه حرارت بصورت يک دست در تمام نقاط ژل نباشد شکل باندهاي جدا شده نامنظم » شود و در اصطلاح باندها خندان مي شوند چون نمونه ها در رديف هاي وسط سريع تر از رديف هاي کناري حرکت خواهند کرد.

5-2- الکتروفورز با ژل پلي آکريل آميد

اكثر روش هاي مربوط به تفكيك پروتئين ها كه امروزه از آنها استفاده مي شود بر مبناي الكتروفورز منطقه اي يا ناپيوسته ژل هاي پلي آكريل آميد استوار است . الكتروفورز منطقه اي روي ژل پلي آكريل آميد تحت عنوان "PAGE" شناخته مي شود. در اين روش از تفاوت وزن مولكولي و بارالکتريکي پروتئين ها به طور همزمان براي تفکيک آنها از يکديگر استفاده مي شود.

اساس اين روش بر مبناي حركت مولکولهاي باردار در يك ميدان الكتريكي مشخص است. مشخصات ميدان الکتريکي نظير اختلاف پتانسيل، فاصلة بين الكترودها ، مشخصات مولکول نظير بار الکتريکي, اندازه و شكل مولكول ، و عوامل ديگري نظير دما و زمان بر نحوه ي انجام اين روش تاثير مي گذارند.

درسيستم ناپيوسته "Laemmli" دو نوع ژل وجود دارد: ژل رديف کننده و ژل تفکيک کننده Resolving ژل رديف کننده ژلي با طول کم و با منافذ بزرگ است كه در بالاي ژل بلند و با منافذ كوچك تفکيک کننده قرار مي گيرد. در سيستم "Laemmli" ژلهاي رديف کننده و تفکيک کننده با تو جه به تركيب بافريشان نيز ناپيوسته اند.

اين دو پارامتر ; بافرهاي متفاوت و تركيب آكريل آميد متفاوت به نمونه هايي با حجم نسبتاً بزرگ اين اجازه را مي دهد كه در بخش بالاي ژل رديف کننده متمركز شوند پيش از آنكه بواسطة ورود به ژل پائيني تفکيک کننده عمل جداسازي رويشان انجام گيرد.

مزيت مهم ژل رديف کننده توانايي آن در تمركز پروتئين نمونه هاي بسيار رقيق است . اين كار بطور مؤثري تفكيك مراحل بعدي را بهبود مي بخشد چراكه نمونة اصلي در ناحية خيلي باريك و بسيار متمركزي جمع مي شود و همة مولكولهاي پروتئيني جداسازي الكتروفورتيك خود را تقريباً از يك نقطه شروع مي كنند.

رديف شدن ناشي از ايجاد يك گراديان محدودو با ولتاژ بالا است كه در آن پروتئين ها مقيد به يك ناحية باريك كاملاً متمركز بين يونهاي كلرايد پيشتاز و گلايسين دنباله رو مي شوند. وقتي جريان الكتريكي از نمونه عبور مي كند، يون كرايد از ساير يونها كه حركت آرامتري دارند ( مثلاً گلايسين ) سريعتر مهاجرت مي كند. يون هاي نمونه با حركت حد واسط خود بين يونهاي كلريد و گلايسين كمپرس شده و در نتيجه يك ناحية باريك يا باندي شكل بسيار متمركز ايجاد مي شود. بنابراين ژل رديف کننده قادر است پروتئين ها را بصورت باندي باريك ساندويچ كند. براي انجام جداسازي الكتروفورتيك، پروتئين ها بعد از انباشته شدن روي يكديگر از آن محدوده جدا شوند. تفكيك بدون رديف کردن و با با افزايش ناگهاني pH و كاهش قطرحفرات ژل نيز امكان پذير است . تحت اين شرايط ، يونهاي نمونه به ژل تفکيک كننده مهاجرت كرده و يونهاي عقب دنباله رو ( گلايسين ) متناوباً از يونهاي نمونه پيشي گرفته و جلو مي زنند. بنابراين گراديان ولتاژ نسبتاً ثابتي ايجاد مي شود كه در آن جداسازي الكتروفورتيك نمونه رخ مي دهد.

5-2-1- نحوه ي ايجاد منافذ با اندازه هاي متفاوت

ژل پلي آكريل آميد محدودة گسترده اي از اندازه هاي حفرات ژلي را دربر مي گيرد .


ژل پلي آكريل آميد با پليمريزاسيون آكريل آميد مونومريك و مونومر ايجاد كنندة پيوند متقاطع Cross linker, بيس آکريل آميد شكل مي گيرند

پليمريزاسيون آكريل آميد و بيس آكريل آميد مي تواند به صورت شيميايي, با تترامتيل اتيلن ديامين N,N,N',N'-tetramethylethylenediamine (TEMED) و آمونيوم پرسولفات, يا سيستم فتوشيميايي باشد.

راديكالهاي آزاد پرسولفات كه با حل آمونيوم پرسولفات در آب ايجاد مي شوند مونومر آكريل آميد را فعال كرده و "TEMED" در اين واكنش با انتقال الكترون اين واكنش را كاتاليز مي كند . در عين حال ريبوفلاوين مي تواند در حضور اكسيژن و اشعة UV راديكال آزاد توليد كند . بعضي مواقع از ريبوفلاوين و آمونيوم پرسولفات براي ايجاد راديكالهاي آزاد استفاده مي شود.

اندازة منافذ ژل عامل اصلي در تعيين قدرت تفكيك پروتئين ها و پلي پپتيدها در ژلهاي پلي آكريل آميد است. اندازه ي منافذ با دو پارامتر مشخص مي شوند: محتواي کل ماده ي جامد يا %T ونسبت مونومر ايجاد کننده ي پيوند متقاطع به مونومر آکريل آميد يا %C.

 

شکل 5-3- تعيين %T و %C در ژلهاي پلي آکريل آميد

بدين ترتيب پليمرهاي آكريل آميد مي توانند منافذي با اندازه هاي بسيار متفاوتي را ايجاد کنند. با تغيير در غلظت آكريل آميد و نسبت اتصالات متقاطع کنترل اندازه ي منافذ امکان پذير است. براي مثال، با افزايش نسبت پيوندهاي متقاطع ، اندازه ي منافذ كاهش مي يابد. انتخاب دقيق و درست غلظت ژل آكريل آميد براي جداسازي بهينه پروتئين ها در الكتروفورز ضروري است(جدول 5-2(.

محدوده اندازه ي مولکولي قابل تفکيک (kD)

درصد آکريل آميد در ژل

205-36

5%

205-24

5/7%

205-14

10%

66-14

12%

45-14

15%

جدول 5-2- در صد آکريل آميد براي جداساژط پروتئين هايي با اندازه هاي مختلف

نکات ديگري نيز در نحوه ي پلي مريزه شدن موثرند, براي مثال با افزايش دماي پليمريزاسيون، ميزان پليمريزاسيون افزايش مي يابدو اندازه ي منافذ ژل كوچك مي شود. درحاليكه كاهش دماي پليمريزاسيون مي تواند ژلهايي با منافذ بزرگ توليد كند. عواملي كه كارايي تبديل مونومر به پلي مر را تحت تأثير قرار مي دهند نيز مي توانند اندازة حفرة ژل را تحت تأثير قرار دهند. براي مثال ، استفاده از آكريل آميد كيفيت پائين و نيز pH بسيار بالا يا پايين سبب تبديل ناكامل مونومر به پلي مر شده و سبب ايجاد منافذ بزرگي در ژل شود. مواد افزودني ژل نيز مي تواند بطور قابل توجهي ساختار منافذ ژل را تحت تأثير قرار دهدمثلاً اوره 8 مولار سبب ايجاد ژلهايي با منافذ کوچک مي شود, چون سبب تسهيل پليمريزاسيون كامل مي شود.

نحوه تاسیس آزمایشگاه از طریق رشته های میکروبیولوژی.بیوشیمی.ژنتیک وعلوم سلولی مولکولی و علوم آزمایشگا


سلام.....

در این پست می خوام در مورد تاسیس آزمایشگاه تشخیص طبی براتون بگم چون میدونم خیلی هاتون بخاطر آزمایشگاه زدن این رشته ها رو انتخاب کردید با توجه به تحقیقاتی که من و دوستان بدست آوردیم به این نتایج رسیدیم که با وجود اینکه  دانشجویان وزارت علوم از شایستگی های بسیاری برخوردارند اما متاسفانه مدرک وزارت علوم جایگاهی در بین مراکز کلینیکال و پزشکی ندارد و دانشجویانی که تمایل به تاسیس ازمایشگاه دارند باید توجه داشته باشند که در  گرایش های ارشدشون حتما گرایشات وزارت بهداشت رو انتخاب کنن چون دانشجوی دکترای بیوشیمی یا میکروب و ... با وجود اینکه دارای علم بسیاری هستند اما اجازه تاسیس آزمایشگاه ندارند علت اینو میخوام براتون بگم اینکه متاسفانه ریاست تمام ارگان ها ی پزشکی پزشکان هستند و بهمین خاطر هیچوقت دوست ندارند که افرادی بغیر از پزشکان ریاست آزمایشگاه یا حتی اجازه تاسیس آزمایشگاه رو بگیرند تا چند سال قبل رشته علوم آزمایشگاهی هم ارشد داشت هم دکترا و افرادی که دکترای علوم آزمایشگاهی داشتند میتونستند ازمایشگاه بزنند اما الان چیزی بنام دکترای علوم آزمایشگاهی وجود ندارد و افرادی که می خواهند آزمایشگاه تاسیس کنند یا باید پزشک متخصص پاتولوژی باشند یا اینکه چهار نفر از رشته های هماتولوژی و میکروب شناسی پزشکی وبیوشیمی بالینی و ایمونولوژی فقط با مدرک دکترا دور هم جمع شوند یک دوره ببینند و تازه بعد پنج سال که از مدرکشون گذشت پولاشونو رو هم بذارند تازه بتونند ی آزمایشگاه تشخیص طبی تاسیس کنند اونم اگه پزشکا اذیتشون نکنند.خلاصه دانشجویانی که با مدرک لیسانس در فکر آزمایشگاه زدن هستند و دایما ازم سوال میپرسن که چجوری آزمایشگاه بزنیم این بود روش آزمایشگاه زدن بازم اگه سوالی داشتید تو بخش نظرات ازم بپرسید یا ایمیل کنید.

ظرفیت های ارشدپذیرش وزارت بهداشت91-92 برای رشته های میکروبیولوژی پزشکی.ژنتیک پزشکی.بیوتکنولوژی پزشکی


سلام....

این پست جدید رو با توجه به سوالات متعددی که در مورد ظرفیت های پذیرش وزارت بهداشت ازم پرسیده شده بود تصمیم گرفتم تو وبلاگ بذارم امیدوارم سودمند واقع شود.عزیزان توجه داشته باشید که این ظرفیت ها فقط مربوط به تهرانه و شهرهای دیگرو نذاشتم.در مورد وزارت بهداشت باید بگم که اگه می خواهید در آینده به جایگاهی مناسب در اجتماع وشایسته برسید و همچنین از علم مفیدی بهره مند شوید به شما توصیه میکنم وزارت بهداشت رو برای ارشد یا دکترا انتخاب کنید چون وزارت علوم از سطح پایین تری برخوردار است ودر بازارکار به مشکل برمی خورید در آینده این اندک مقدمه ای بود برای اینکه ی درک روشنی بهتون از آینده و انتخابتون بدم.تمام سعیم بر اینه که انتخاباتون درست باشه تا یک عمر حسرت گذشته رو نخورید.


بریم سراغ اصل مطلب که ظرفیت های پذیرش دانشگاه های وزارت بهداشت رو براتون بگم.:

1.اولین رشته ای که میخام براتون بگم رشته ی ایمونولوژی یا ایمنی شناسی هست این رشته بسیار طرفدار دارد و اصل رقابت بین دانشجوهای رشته های علوم آزمایشگاهی و زیست شناسیه

تهران:پزشکی(18 نفر)-بهداشت(10نفر)-شهید بهشتی(10 نفر)-تربیت مدرس(6 نفر)

دیگه خودتون تصمیم بگیرید که چ خبره کلا 44 نفر تو تهران برمیداره.


2.دومین رشته پرطرفدار هماتولوژیه که بچه های علوم آزمایشگاهی براش میمیرن خدایی هم بازارکارش خوبه

تهران:تهران(14 نفر).انتقال خون(12 نفر).مدرس(6 نفر) شهید بهشتی(10 نفر)


3.میکروب شناسی پزشکی رشته خوبیه

تهران:پزشکی(12).بهداشت(10).شهید بهشتی(10).شاهد(6).پاستور(6)


4.بیوشیمی بالینی رشته ی خوب برای بچه های علاقمند به بیوشیمی

تهران:تهران(15).شهید بهشتی(11).تربیت مدرس(8)


5.ژنتیک پزشکی::

علوم زیستی(11).بهشتی(8).تهران وبابل(5).تهران(10).تهران وشهرکرد(5).تهران وگلستان(5)


6.بیوتکنولوژی پزشکی یا زیست فناوری پزشکی:

تهران:تهران(11).قزوین(5).انتقال خون(9).مدرس(6)


7.انگل شناسی پزشکی:

تهران:پزشکی(8).بهداشت(12).شهید بهشتی(10).تربیت مدرس(6)


8.ویروس شناسی پزشکی:

تهران:پزشکی(7).بهداشت(10).موسسه رازی(8).مدرس(6)


9.قارچ شناسی پزشکی:

تهران:پزشکی(6).بهداشت(8).مدرس(6)


10.نظارت بر امور دارویی:

تهران:تهران(10).مازندران(10)


11.نانوتکنولوژی پزشکی:

فقط تهران داره 18 نفرم میخاد.


12.میکروبیولوژی مواد غذایی:

تهران(8)


(ضمنا هر کسی دفترچه های وزارت علوم و بهداشت 91-92 رو میخواد برام نظر بذاره و ایمیلشو برام بفرسته)

ابداع نوعی آزمایش خون برای شناسایی ناهنجاری‌های جنین

محققان نوعی تست خون غیرتهاجمی جدید برای زنان باردار ابداع کردند که موجب می‌شود ناهنجاری‌های بالقوه قبل از تولد فرزندان شناسایی شوند.


به گزارش سرویس علمی خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، سلول‌های انسانی دارای دو کپی از هر کروموزوم هستند اما گاهی اوقات این تقسیم غیرعادی است.


تست‌های موجود بخش‌هایی از دی ان ای جفتی در خون مادر را شمارش می‌کند.


چنانچه قطعات از یک کروموزوم به طور نامعمولی فراوان باشند، می‌تواند به این دلیل باشد که جنین دارای تکثیر اضافی از آن کروموزوم است.


اما در روش‌های موجود حالت triploidy که در آن سه کپی از هر کرموموزم وجود دارد، شناسایی نمی‌شود، زیرا سهم قطعات از هر کروموزوم یکسان است.


کمپانی ناترا واقع در کالیفرنیا، از یک الگوریتم جدید برای محاسبه محتمل‌ترین ژنوتیپ جنین استفاده می‌کند.


این الگوریتم تغییرپذیری حرف منفرد موسوم به SNPها در والدین را بررسی می‌کند و آن را با پایگاه‌داده معمول‌ترین الگوهایSNP ها در مردم مقایسه می‌کند. این ژنوتیپ سپس با دی ان ای جفتی مقایسه می‌شود.


این رویکرد قادر است حالت triploidy را شناسایی کند زیرا ژنوتیپ کامل جنینی یک مرجع و نه یک کروموزوم منفرد است.


جزئیات این روش هفته گذشته در «انجمن پزشکی مادر-جنین» در سان‌فرانسیسکو ارائه شد.


كريپتوكوكوز

   اطلاعات‌ اوليه‌
 
 
 
 
    توضيح‌ كلي‌
 
 
كريپتوكوكوز عبارت‌ است‌ از يك‌ بيماري‌ قارچي‌ كه‌ معمولاً در ريه‌ آغاز مي‌شود و ممكن‌ است‌ به‌ ساير نقاط‌ بدن‌ گسترش‌ يابد. اگر بيماري‌ زمينه‌اي‌ ديگري‌ وجود داشته‌ باشد، اين‌ بيماري‌ بسيار جدي‌تر است‌. اين‌ بيماري‌ در مردان‌ 60-40 ساله‌ شايع‌تر است‌. از زمان‌ آغاز اپيدمي‌ ايدز، كويپتوكوكوز به‌ عنوان‌ بيماري‌ فرصت‌ طلب‌، شيوع‌ بيشتري‌ يافته‌ است‌.
 
 

    علايم‌ شايع‌
 
 
سردرد شديد
سفتي‌ گردن‌
تب‌
تاري‌ ديد
وجود پروتئين‌ در ادرار
اختلالات‌ ذهني‌، مثل‌ گيجي‌، افسردگي‌، تشويش‌، يا سخن‌ گفتن‌ يا لباس‌ پوشيدن‌ نامناسب‌. 

 علل‌
 
 
عفونت‌ ناشي‌ از قارچ‌ كويپتوكوكوس‌ نئوفورمانس‌ . اين‌ قارچ‌ به‌ دنبال‌ تنفس‌ هواي‌ حاوي‌ هاگ‌هاي‌ اين‌ ارگانيسم‌ وارد بدن‌ مي‌شود. منشأ اين‌ هاگ‌ها از خاكي‌ است‌ كه‌ به‌ فضله‌ پرندگان‌ آلوده‌ آغشته‌ شده‌ است‌.
 
 
   عوامل‌ افزايش‌دهنده‌ خطر
 
 
مصرف‌ كورتيزون‌، داروهاي‌ سركوب‌كننده‌ ايمني‌، يا داروهاي‌ ضدمتابوليت‌
وجود يك‌ بيماري‌ كه‌ مقاومت‌ بدن‌ را كاهش‌ داده‌ باشد، خصوصاً بيماري‌ هوجكين‌، يا ساير بيماري‌ها از جمله‌ اورمي‌ (در اثر نارسايي‌ كليه‌)، ديابت‌، بيماري‌ مزمن‌ ريه‌، سل‌، سرطان‌ خون‌، يا سوختگي‌ شديد.
بيماري‌ ايدز
 
 
   پيشگيري‌
 
 
در صورت‌ وجود هر كدام‌ از بيماي‌هاي‌ جدي‌ فهرست‌ شده‌ در بالا، به‌ پزشك‌ مراجعه‌ و تحت‌ درمان‌ قرار گيريد.
از لانه‌ پرندگان‌ يا تجمع‌ آنها دوري‌ كنيد.
 
 
    عواقب‌ مورد انتظار
 
 
در موارد خفيف‌ ممكن‌ است‌ نيازي‌ به‌ درمان‌ نباشد.
داروهاي‌ ضدقارچ‌ معمولاً مؤثر هستند، اما بيماري‌ ممكن‌ است‌ عود كند.
 
 
   عوارض‌ احتمالي‌
 
 
اين‌ قارچ‌ مي‌تواند بيماري‌ جدي‌ و ناتوان‌كننده‌ ايجاد كند. درموارد نادر، قارچ‌ها از ريه‌ به‌ تمام‌ بدن‌ گسترش‌ مي‌يابند و باعث‌ بروز زخم‌هاي‌ پوستي‌ و عفونت‌ در استخوان‌ و كليه‌ مي‌شوند.
 
 
   درمان
 
 
 
 
    اصول‌ كلي‌
 
 
براي‌ تشخيص‌ ممكن‌ است‌ اقدامات‌ زير ضروري‌ باشد: بررسي‌ مايع‌ نخاع‌، خون‌، ادرار؛ عكس‌برداري‌ از قفسه‌ سينه‌ و استخوان‌ها با اشعه‌ ايكس‌
در مورد بيماران‌ غيرايدزي‌ كه‌ بيماري‌ ريوي‌ نيز نداشته‌ باشند ممكن‌ است‌ نيازي‌ به‌ درمان‌ نباشد.
معمولاً لازم‌ نيست‌ بيماران‌ را جداسازي‌ كرد.
وزن‌ خود را به‌ طور روزانه‌ ثبت‌ كنيد. در صورت‌ كم‌ شدن‌ وزن‌ بدون‌ توجيه‌ مشخص‌، شايد بيماري‌ انتشار يافته‌ باشد.
 
 
   داروها
 
 
داروهاي‌ ضدقارچ‌. اين‌ داروها براي‌ عفونت‌ پوست‌، استخوان‌ يا كليه‌ مؤثر هستند و در مورد مننژيت‌ ناشي‌ از اين‌ قارچ‌ نيز زندگي‌ فرد را نحات‌ مي‌دهند.
امكان‌ دارد براي‌ مهار بيماري‌، مصرف‌ دايم‌العمر اين‌ نوع‌ داروها ضروري‌ باشد.
 
 
    فعاليت‌
 
 
اگر به‌ نوع‌ خفيف‌ بيماري‌ مبتلا هستيد كه‌ نيازي‌ به‌ دادن‌ داروي‌ ضدقارچ‌ قوي‌ نداشته‌ باشد، تا زمان‌ رفع‌ سرفه‌ و تب‌ در رختخواب‌ استراحت‌ كنيد.
 
 
    رژيم‌ غذايي‌
 
 
رژيم‌ خاصي‌ توصيه‌ نمي‌شود.
 
 
    در اين‌ شرايط‌ به‌ پزشك‌ خود مراجعه‌ نماييد
 
 
اگر شما يا يكي‌ از اعضاي‌ خانواده‌تان علايم‌ كويپتوكوكوز را داريد، خصوصاً سردرد شديد يا سفتي‌ گردن‌.
يكي‌ از موارد زير هنگام‌ درمان‌ رخ‌ دهد:
ـ كاهش‌ وزن‌
ـ تب‌ 3/38 درجه‌ سانتيگراد يا بالاتر با دماسنج‌ دهاني‌
ـ اسهالي‌ كه‌ نتوان‌ آن‌ را كنترل‌ كرد.
ـ سردرد شديد و سفتي‌ گردن‌
- اگر دچار علايم‌ جديد و غيرقابل توجيه شده ايد‌. داروهاي‌ مورد استفاده‌ در درمان‌ ممكن‌ است‌ عوارض‌ جانبي‌ به‌ همراه‌ داشته‌ باشند.

دانشجو

خداحافظ خاتون سلامت


وزیر بهداشت قربانی پی گیری مشکل دارو

تست CRP

اساس آزمایش:ذرات لاتکس حساس شده با آنتی CRP در مجاورت با CRP موجود در نمونه سرم،ایجاد آگلوتیناسیون می کند.

توضیح و کاربرد:در سال 1930 پروتئینی در سرم بیماران عفونی گزارش گردید.نظر به اینکه این پروتئین باعث رسوب پلی ساکارید C پنموکوک می شد این پروتئینCRP نامیده شد.(C-reactive protein)

با بکارگیری روش های حساس تر مشخص شد که CRP در مقادیر خیلی کم در افراد نرمال نیز وجود دارد.که میزان آن به سرعت پس از تحریک مناسب تا چند صد برابر قابل افزایش است. CRPدر هپاتوسیت ها سنتز می شود.اندازه گیری CRP به عنوان یک تست مفید آزمایشگاهی جهت ارزیابی پاسخ فاز حاد هم در موارد بالینی و هم در موارد تجربی مشخص گردیده است و در خیلی از موارد بالینی از ESR دقیق تر و قابل اطمینان تراست.افزایش میزان CRP در اکثر عفونت های باکتریایی و برخی عفونت های ویروسی،تب روماتیسمی حاد همراه با کاردیت یا بدون آن،آرتریت روماتوئید و اکثر بیماری های کلاژن دیگر و سایر بیماری های همراه با التهاب مانند اکثر سکته های قلبی و خیلی از انواع سرطان ها بویژه موارد متاستاتیک مشاهده می شود.

بالا رفتن میزان CRP سریع بوده و ظرف 6 الی 12 ساعت از شروع مراحل التهابی قابل اندازه گیری است. CRP در مقایسه با دیگر فاکتور های فاز حاد به سرعت بالا رفته و به سرعت به میزان نرمال برمی گردد.در صورت عدم کنترل بیماری یا بروز مشکل میزان آن دوباره افزایش یافته و یا به طور ثابت بالا باقی می ماند.

اندازه گیری میزان CRP جهت تشخیص مننژیت باکتریایی،سپتی سمی،پنومونی و aspiration pneumoniae دارای ارزش بالایی است. درعفونت های مجاری ادرار اندازه گیری CRP به عنوان تست آزمایشگاهی قابل اعتماد در تشخیص افتراقی پیلونفریت از سیستیس گزارش شده است.درعفونت های مزمن با Chelamydia pneumoniae و Helicobacter pylori میزان CRP از افراد نرمال بیشتر است.

میزان CRP به عنوان شاخص حساس در ارزیابی کارآزمایی درمان ضد میکروبی و پی گیری درمان عفونت های باکتریائی و نیز در کنترل عفونت های بعد از جراحی گزارش شده است.زیر نظر گرفتن میزان CRP ممکن است تشخیص زود رس مشکلات احتمالی پس از سکته قلبی را میسر سازد. CRP جهت ارزیابی فعالیت بیماری در بیماری های خود ایمن نیز اهمیت دارد.

بنابراین تغییرات معنی دار CRP نسبت به وضع بیماری می تواند بطورموثر به عنوان نشان دهنده بهبود و موثر بودن درمان بکار می رود.بعلاوه تست CRP قادر است وجود عفونت را سریعتر،ساعت ها قبل از آماده شدن نتایج کشت میکروبی نشان داده شروع درمان  به موقع را ممکن سازد.

جمع آوری نمونه:برای انجام تست فقط از سرم تازه حاصل از سانتریفیوژ نمودن خون لخته در لوله شیشه ای استفاده شود.در صورت محافظت از نمونه در برابر آلودگی و تبخیر می توان آن را تا 24 ساعت در یخچال نگهداری نمود.ولی در صورت تاخیر بیشتر لازم است سرم در 20- درجه سانتیگراد یا پایین تر منجمد شده و قبل از انجام آزمایش به سرعت در 37 درجه سانتیگراد ذوب شود.(فقط موارد استثنائی)سرم همولیز،لیپمیک و آلوده استفاده نشود.

تذکرات مهم:الف- پس از اضافه نمودن ذرات لاتکس ،تست باید 2 دقیقه بعد خوانده شود.خشک شدن نمونه باعث مثبت کاذب می گردد.

ب- قبل از به کار گیری صفحه آن را کاملا آب کشیده و با پارچه تمیزعاری از پرز کاملا خشک کنید.درضمن صفحه نباید چرب باشد.

پ- موقع قراردادن نمونه ،قطره چکان عمود بر صفحه قرارگیرد.

ت- برای انجام آزمایش از نمونه پلاسما استفاده نگردد.

روش انجام آزمایش:معرف ها و نمونه ها را به درجه حرارت اتاق برسانید.

- 1قطره کنترل مثبت،یک قطره کنترل منفی و یک قطره (50 میکرو لیتر)از نمونه سرم که قبلا 1 به 20 با بافر کیت رقیق شده (50 میکرولیتر) را در دایره صفحه قرار دهید.

- ذرات لاتکس حساس شده را با تکان ملایم کاملا یکنواخت نموده،یک قطره از آن را به هر یک از دایره ها اضافه نمایید.

- با استفاده از روتاتور و با حرکت دورانی دست به مدت 2 دقیقه حرکت داده تز نظر آگلوتیناسیون بررسی کنید.

روش آزمایش نیمه کمی:در صورت مثبت بودن جواب،با استفاده از سرم فیزیولوژی،رقت های دوبله سری تهیه کنید و رقت های مختلف را مطابق روش فوق آزمایش و بالاترین رقتی که باعث آگلوتیناسیون شود به عنوان تیتر نمونه گزارش نمایید.

خواندن تست:

واکنش مثبت:آگلوتیناسیون در ظرف 2 دقیقه، CRP برابر یا بیش از 6mg/lit در نمونه را نشان می دهد.

واکنش منفی:عدم آگلوتیناسیون،سوسپانسیون همگن و شیری شکل، CRP کمتر از 6mg/lit در نمونه را نشان می دهد.

محدودیت ها:با توجه به اینکه این روش،روش کیفی و یا نیمه کمی است در صورت نیاز به اندازه گیری کمی باید از روش های کمی مثل نفلومتری استفاده کرد.

شدت آگلوتیناسیون همیشه نشان دهنده تراکم CRP نیست.واکنش ضعیف ممکن است با نمونه ها با میزان CRP بالا و یا پایین حاصل شود.

این تست 2 دقیقه ای می تواند CRP ،0.6mg/dlit در نمونه را نشان دهد بنابر این افراد با میزان CRP کمتر از 0.6mg/dlit قابل شناسایی نمی باشد.

تفسیر تست:در سرم کودکان و بالغین سالم CRP در مقادیر کم یافت می شود.میزان نرمال CRP 0.8-4 mg/dlit است.

گزارش نتایج:افرادی که دچار آماس و یا نکروز بافتی نیستند میزان CRP در سرم آنان کمتر از 0.5mg/dli است.میزان متوسط مقادیر نرمال در نوزادان 0.01mg/dli در بزرگسالان و خانم های غیرباردار کمتر از 0.5mg/dli می باشد.

داروهای تداخل کننده:داروهایی که باعث افزایش سطح CRP شوند عبارتند از: قرص های ضد بارداری خوراکی

داروهایی که باعث کاهش سطح CRP شوند عبارتند از: ضد التهاب های غیراستروئیدی،سالیسیلاتها،استروئیدها.

کشت مدفوع

کشت مدفوع برای ایزوله کردن باکتری هایی مورد استفاده قرار می گیرد که اکثریت آنها باعث ایجاد بیماری های GI (گاستروانتریت) می شوند . عمده باکتری های ایزوله شده در کشت ها ، اکلای پاتوژن ، سالمونلا و شیگلا است . بعد از کشت و ایزوله کردن اکلای پاتوژن و سالمونلا برای تعیین نوع سوش از انتی سرم هایی استفاده می کنیم که به صورت تجاری در دسترس هستند . ویژگی های نمونه در کشت مدفوع بسیار مهم است . نمونه باید قبل از 2 ساعت گرفته شده باشند و در صورتی که تاخیر بیشتر از 2 ساعت باشد باید نمونه را در محیط انتقال دهنده مناسب قرار داد . محیط هایی که اکثرا برای انتقال استفاده می کنند ، کری بیلیر یا استوارت است . نمونه هایی که به آزمایشگاه فرستاده می شود دو نوع بودند : یا به صورت سواب رکتال بودند که در محیط انتقال دهنده قرار داده شده بودند و با نمونه های تازه مدفوع بودند که در ظرف مخصوص و مناسب جمع اوری شده بودند .

نحوه کشت

قبل از هر چیزی  نمونه دریافتی (سواب رکتال – مدفوع تازه )را بررسی می کنیم که اگر شرایط لازم برای کشت را داشته باشد کشت انجام گیرد . همیشه نمونه مدفوع به نمونه سواب برتری دارد و اگرنمونه دریافتی تازه ، دارای چرک،موکوس،خون و .. باشد سعی می کنیم که برای کشت از این مناطق نمونه برداریم . برای کشت از محیط های مختلف و گوناگون استفاده می شود . با مخلوط کردن محیط های افتراقی با محیط های تقویت کننده می توان صحت آزمایشات خود را افزایش دهیم . در حالت روتین ، شامل محیط SS (سالمونلا - شیگلا) و محیط سلنیتF – محیط تقویت کننده – است . سلنیت به صورت آبگوشت است اما محیط سالمونلا-شیگلا به صورت آگار صورتی کم رنگ جامد است .

برای اغاز کشت ، مقداری از نمونه را برداشته و به صورت زیر عمل می کنیم :

  • نمونه را به محیط SS آغشته می کنیم و به صورت خطی کشت می دهیم .
  • مقداری دیگر از نمونه را به آبگوشت سلنیتF انتقال داده و کشت می دهیم .

لازم به ذکر است که ابتدا سواب را به محیط SS1  آغشته می کنیم و بعد همان سواب را در ادامه به محیط آبگوشت سلنیت F اغشته می کنیم سپس هر دو محیط را به مدت 24 ساعت در دمای 37 درجه سانتی گراد انکوبه می کنیم . بعد از 24 ساعت محیط SS1   را از نظر حضور و یا عدم حضور کلنی بررسی می کنیم و از محیط ابگوشت سلنیت F مقداری نمونه توسط لوپ بر می داریم  و بر روی محیط SS2  کشت خطی می دهیم و سپس محیط SS2  را به مدت 24 ساعت در 37درجه سانتی گراد انکوبه می کنیم و نتایج را بعد از 24 ساعت بررسی می کنیم . علت کشت در محیط SS2  این است که محیط سلنیت F ، محیطی غنی شده است و باعث می شود تا باکتری های مدفوعی بهتر رشد کنند . برای نمونه : ممکن است اکلای در SS1  رشد نکند اما در محیط SS2  رشد کند که این نشان دهنده اهمیت این نوع کشت مدفوع است .

 نحوه کشت در روی محیط SS  به صورت خطی است و توسط لوپ انجام میگیرد به این صورت که ابتدا به صورت خطی در یک قسمت از محیط SS  کشت می دهیم و سپس مقداری پلیت را می چرخانیم تا در ربع دیگر کشت را با غلظت کم خطوط کشت ادامه دهیم واین کار را تا ربع چهارم ادامه می دهیم و در هر ربع مقدار خطوط کشت را کاهش می دهیم تا نتایج به خوبی قابل مشاهده و بررسی باشند . نکته مهم در این کشت این است که در هر بار تعویض ربع ، باید لوپ را به وسیله حرارت استریل کنیم .

بررسی نتایج کشت مدفوع

بعد از 24 ساعت اولیه ، محیط کشت SS1  را بررسی می کنیم و اگر کلنی مشاهده نشد 24 ساعت دیگر منتظر می مانیم تا نتایج محیط SS2  را بررسی کنیم  .

باکتری های شایع کشت مدفوع در محیط SS  به صورت زیر دیده می شوند :

  • شیگلا : کلونی های زرد رنگ و ریز
  • اکلای پاتوژن : صورتی رنگ
  • سالمونلا : زرد متمایل به بی رنگی که دارای مراکز سیاه است .

لازم به ذکر است که کلونی ها را بعد از رشد باید به محیط های افتراقی ببریم تا نتایج قطعی را گزارش کنیم و به صرف دیدن رنگ و ظاهر کلونی ها نمی توان جواب قطعی را گزارش کرد هر چند که ممکن است افراد با تجربه از این روش برای گزارش استفاده کنند . اکلای پاتوژن لاکتوز مثبت و شیگلا و سالمونلا لاکتوز منفی هتسند . همانطور که در بالا هم اشاره شد سوش های  اکلای و سوش های سالمونلا را در پایان از نظر حظور آنتی بادی با انتی سرم ها بررسی می کنیم .

نکته بسیار مهم در جواب دهی این است ما نمونه ها را از نظر حضور و یا عدم حضور سالمونلا – شیگلا – اکلای پاتوژن بررسی کرده ایم بنابراین در جواب دهی نباید کشت مدفوع از نظر باکتریولوژی را منفی گزارش بکنیم بلکه باید کشت باکتریولوژی را از نظر این سه نوع باکتری منفی گزارش کنیم .



اساس اندازه گیری پروتئین ادرار

اساس اندازه گیری پروتئین در ادرار به صورت كمی و نیمه كمی و كیفی بر پایه روشهای ایمونوشیمی، كدورت سنجی و شیمیایی با استفاده از نوارهای تشخیصی می باشد. در این میان روش كدورت سنجی به علت ساده و مقرون به صرفه بودن در آزمایشگاهها كاربرد بیشتری دارد. با توجه به تحقیقات انجام شده در آزمایشگاه رفرانس (۲) روش TCA با استفاده از طول موج ۴۰۵ نانومتر برای سنجش مقادیر كم پروتئین بعنوان روش انتخابی معرفی می شود. نكات مورد توجه در معرفی روش پیشنهادی عبارتند از :

 

كیفیت قابل قبول نتایج آزمایش

 

توجه به روشهای رایج اندازه گیری

 

سهولت دسترسی به مواد و ابزار مورد نیاز

 

امکانات بیمار در ارتباط با تقبل هزینه های آزمایش

ضمناً در بررسی روشها، عوامل كیفی شامل صحت، دقت، محدوده اندازه گیری، خطی بودن و یكنواختی نتایج در استفاده از كالیبراتورهای متفاوت تعیین گردیده و سپس روش اصلح انتخاب شده است.

 

  اساس آزمایش

در این روش پروتئین ادرار توسط تری كلرواستیك اسید ۱۲.۵% رسوب داده می شود. كدورت ایجاد شده متناسب با مقدار پروتئین (آلبومین و گلبولین) موجود در ادرار است. غلظت پروتئین رسوب داده شده با در نظر گرفتن غلظت اسید، دما و زمان سپری شدن بین اضافه كردن اسید تا ایجاد رسوب پروتئین محاسبه می گردد.

جمع آوری نمونه

در این آزمایش می توان از ادرار بصورت انتخابی (Random) استفاده كرد ولی ادرار ۱۲ یا ۲۴ ساعته ترجیح داده می شود. البته نمونه ادرار ۱۲ یا ۲۴ ساعته باید بدون افزودن ماده نگهدارنده جمع آوری شده و در تمام مدت نمونه گیری، ظرف حاوی نمونه در محل خنك نگهداری شود. برای جمع آوری باید از ظرف تمیز و عاری از آلودگی استفاده نمود و به بیمار آموزش داده شود كه برای جمع آوری ادرار ۲۴ ساعته، از ساعت ۸ صبح تا ۸ صبح روز بعد تمامی نمونه های پس از ساعت ۸ بطور كامل جمع آوری شده ولی ادرار ساعت ۸ صبح روز اول جمع آوری نگردد. باید توجه نمود كه اگر اندازه گیری پروتئین ادرار در مدت ۴۸ ساعت پس از نمونه گیری انجام نمی شود، می توان نمونه را خوب مخلوط كرده و پس از تعیین حجم نمونه، بخشی از آن را تا روز انجام آزمایش در فریزر نگهداری نمود.

طرز تهیه TCA ۱۰۰% ذخیره :

توجه: به علت حالت خورندگی TCA باید تهیه محلول با احتیاط و با محافظت از چشمها و دستها انجام گیرد و پس از پایان كار ظروف مورد استفاده كاملاً شسته شوند.

۱۷۵ml آب مقطر دیونیزه شده را به یك ظرف حاوی ۵۰۰g از TCA اضافه می كنیم. درب ظرف را بسته و به آرامی تكان می دهیم تا كاملاً حل شود. سپس تمام مواد را به طور كامل به یك بالن ۵۰۰ml  حجمی منتقل می كنیم و حجم كل را به ۵۰۰ml می رسانیم. برای انحلال كامل طی مدت ۲۴ ساعت، محلول راگهگاه با عمل چرخش مخلوط می نمائیم.

محلول TCA ۱۰۰% را در یك ظرف تیره و در دمای اتاق نگهداری می كنیم. این محلول برای ۱۲ ماه پایدار است.

طرز تهیه (۷۶۵ mmol/l) TCA ۱۲.۵%

با استفاده از پیپت حجمی ۲۵ میلی متری، مقدار ۲۵ml از محلول TCA۱۰۰% را به بالن ژوژه۲۰۰ میلی لیتری منتقل می نماییم و با استفاده از آب مقطر حجم آن را به ۲۰۰ml می رسانیم. محلول حاصله را كاملاً مخلوط كرده و در ظرف شیشه ای تیره در دمای اتاق نگهداری می نماییم. این محلول در دمای اتاق به مدت یك ماه پایدار است.

كنترل :

از سرم كنترلهای تجاری به عنوان كنترل استفاده می گردد (رقتی برابر۱/۳۰۰ با استفاده از سرم فیزیولوژی تهیه می شود).

استاندارد :

برای آزمایشهای روتین (روزانه) از سرم كنترلهایی ترجیحاً با ارزش مرجع مانند precipath و  Bioradو precinorm مشابه استفاده می شود. برای انجام كار ابتدا غلظت پروتئین این سرم كنترلها را به مقداری كه امكان وجود آن در ادرار است می رسانیم. (برای رقیق كردن از سرم فیزیولوژی استفاده میشود)

لاز به ذكر است ك این روش تا ۵۰۰mg/L خطی میباشد، بنابراین نمونه ها اعم از ادرار و استاندارد باید طوری رقیق شود كه غلظت پروتئین موجود در آنها حداكثر ۵۰۰mg/L باشد.

توجه: از یك نوع نمونه كنترل نمی توان همزمان بعنوان كنترل و استاندارد استفاده نمود.

روش كار

۱ - ۱۰ ml از ادرار مورد آزمایش را سانتریفوژ نموده سپس با استفاده از نوار ادراری پروتئین آن را بررسی می كنیم و نتیجه را ثبت می نماییم. اگر غلظت پروتئین بیش از ۱+ بود نمونه ادرار را قبل از شروع آزمایش با سرم فیزیولوژی رقیق میكنیم. (نمونه های ۱+ تقریباً به نسبت ۱/۵۰ و نمونه های ۲+ تقریباً ۱/۱۰ و نمونه های ۳+ تقریباً ۱/۱۵ رقیق می شوند). اگر نیتریت ادرار مثبت باشد، می باید بیمار را برای نمونه گیری مجدد با رعایت شرایط نمونه گیری راهنمایی نموده و در صورت تكرار آلودگی نمونه، بیمار جهت مشاوره و لزوم بررسی نتایج كامل ادرار و احتمالاً درخواست كشت به پزشك معرفی گردد.

۲ - برای هر آزمایش (نمونه، كنترل و استاندارد) دو لوله در نظر می گیریم (یكی به عنوان بلانك و دیگری به عنوان آزمایش)

۳ - ۱.۶ml از نمونه ادرار، استاندارد و كنترل را در لوله های مربوطه ریخته و سپس ۰.۴ml از محلول TCA۱۲.۵% به همه لوله ها اضافه می نماییم. به آرامی لوله ها را مخلوط كرده (بهتر است سرلوله ها را با پارافیلم مسدود نموده و با واژگون كردن لوله ها آنها را مخلوط نماییم).

دما در این مرحله مؤثر بوده و می باید بین ۲۳ تا ۲۷ درجه سانتی گراد باشد.

لوله های بلانك را بعد از مدت ۲۰ دقیقه به مدت ۱۰ دقیقه با دور ۱۵۰۰ سانتریفوژ مینماییم.

لوله های آزمایش را بعد از ۳۵ دقیقه كاملاً مخلوط نموده و جذب نوری آنها را در طول موج ۴۰۵ یا ۴۵۰nm در مقابل مایع رویی بلانك مربوطه بدست می آوریم.

رعایت زمان ۳۵ دقیقه برای این آزمایش ضروری می باشد.

محاسبه :

mg/۲۴h پروتئین = ضریب رقت نمونه * حجم ادرار ۲۴ ساعته (میلی لیتر) * F * جذب نوری آزمایش

   = فاكتور(F)

ارزش استاندارد

-----------------------

OD استاندارد

دامنه مرجع

با توجه به توانائی این روش برای سنجش مقادیر كم پروتئین (حدود ۲۵ میلی گرم در لیتر پروتئین و بیشتر)، از این روش می توان برای غربالگری وضعیت كلیوی جمعیتهای مستعد به بیماری كلیوی مانند مبتلایان به دیابت در راستای بررسی میكروپروتئینوری استفاده نمود.

در افراد سالم مقدار دفع پروتئین تام تا ۱۵۰mg/L در ادرار طبیعی می باشد.

نكات قابل توجه :

* كدورت حاصله از اضافه شدن TCA به ادرار به دلیل وجود آلبومین و گلبولین می باشد.

* هر نمونه باید در مقابل بلانك مربوط به خود اندازه گیری شود.

PH*  قلیایی و پیگمانهای ادرار باعث ایجاد نتایج مثبت كاذب می شود.

* دفع پروتئین در ادرار به طور دائم ثابت و مشخص نمی باشد و در دوره های۲۴ ساعته تغییر قابل ملاحظه ای دارد. بنابراین برای اندازه گیری پروتئین دفع شده بهتر است از ادرار ۲۴ ساعته استفاده نمود.

* ممكن است بین نتایج بدست آمده از روش كدورت سنجی TCA و بررسی ادرار توسط نوارهای ادراری تفاوت وجود داشته باشد. مشاهده نتایج منفی یا مقادیر كمی پروتئین با نوار ادراری و نتیجه مثبت با روش TCA به طور همزمان ممكن است به دلایل زیر باشد :

وجود پروتئین Myeloma (گاما گلبولین و پروتئین بنس جونز) در ادرار.

نمونه های غیر هموژن به علت استفده از داروهای خاص مانند Tolmetin و داروهای ضدالتهاب كه در درمان آرتریت روماتوئید استفاده می شود. متابولیتهای این داروها می تواند باعث ایجاد نتایج مثبت كاذب شود.

گره خونی

نگاه کلی

گاهی دیده می‌شود که خون شخصی را به شخص دیگری تزریق می‌کنند خون شخص دهنده در بدن فرد گیرنده لخته می‌کند و رسوب می‌دهد. چگونگی این عمل با انعقاد خون متفاوت است و به وجود گروه‌های خونی مختلف مربوط می‌شود. در سطح خارجی گلبول‌های قرمز افراد دو نوع آنتی ژن از جنس پروتئین وجود دارد که به نامهای A و B معروف هستند. برخی افراد آنتی ژن نوع A و برخی نوع B ، برخی هر دو آنتی ژن A و B را دارا هستند و برخی هیچ یک از آنتی ژنها را ندارند این افراد را به ترتیب در گروه های خونی AB ، B ، A و O قرار می‌دهند.

بیان آنتی ژنهای گروههای خونی تحت کنترل ژنهای خاصی است و توارث آنها از قوانین ساده مندل تبعیت می‌کند. برای هر سیستم گروه خونی ، تعداد متغیری از آللهای مختلف وجود دارد. آللها به نوبه خود تعداد متغیری از آنتی ژنهای غشایی گلبول قرمز را کنترل می‌نمایند. حیوانات سالم علاوه بر داشتن آنتی ژنهای گروههای خونی بر سطح خود ممکن است واجد آنتی بادیهای سرمی بر علیه آنتی ژنهای گروه خونی که خود فاقد آنها نیز هستند، ‌باشند. مثلا افرادی که گروه خونی آنها فاقد آنتی ژن A است، در سرم خود آنتی بادی بر ضد آنتی ژن A دارند. تصور می‌شود این آنتی بادیهای طبیعی حاصل برخورد با گلبولهای قرمز گروه A نبوده بلکه متعاقب تماس با آنتی ژنهای مشابهی هستند که در طبیعت به وفور یافت می‌شوند.

انتقال خون

گلبولهای قرمز را می‌توان به سهولت از حیوانی به حیوان دیگر انتقال داد. اگر گلبولهای قرمز فرد دهنده ، آنتی ژنهای مشابه با گلبولهای قرمز گیرنده داشته باشند، پاسخ ایمنی در حیوان گیرنده گلبول ایجاد نمی‌شود. اما اگر گیرنده آنتی بادیهایی بر علیه آنتی ژنهای گلبول قرمز دهنده داشته باشد، در آن صورت گلبولهای دهنده در معرض خطر تهاجم سریع قرار خواهند گرفت. زمانی که این آنتی بادیها به آنتی ژنهای موجود در سطح گلبولهای قرمز بیگانه متصل گردند، ممکن است سبب همولیز و فاگوسیتوز این سلولها شوند. در صورت فقدان آنتی بادیهای طبیعی ، گلبولهای قرمز تزریق شده موجب برانگیخته شدن پاسخ ایمنی در فرد دریافت کننده خون می‌شوند. سپس گلبولهای تزریق‌شده مدتی در خون گردش می‌کنند.

دومین انتقال خون با این گلبولها یا گلبولهای شبیه به گلبولهای قبلی باعث تخریب سریع این گلبولها می‌گردد که منجر به بروز واکنشهای پاتولوژیک شدید می‌گردد. علایم این روند تخریبی ناشی از همولیز گسترده داخل عروقی است. این علایم عبارتند از : لرزش بدن ، فلج و تشنج و انعقاد داخل عروقی ، تب و پیدایش هموگلوبین در ادرار. درمان واکنشهای انتقال ناشی از چنین انتقال خونی شامل متوقف کردن انتقال خون و زیاد کردن حجم ادرار بوسیله یک دیورتیک می‌باشد، چرا که تجمع هموگلوبین در کلیه ممکن است موجب تخریب توبولهای کلیه شود. بهبود وضعیت فرد به دنبال حذف همه گلبولهای قرمز بیگانه حاصل می‌گردد.

انواع گروههای خونی (سیستم ABO)

در سال 1901 میلادی کارل لاند اشتاینر ، ایمونولوژیست آلمانی برای نخستین بار ، وجود آنتی ژنهای گروه خونی بر روی گلبولهای قرمز و نیز آنتی بادیهایی بر علیه همان آنتی ژنها را در سرم انسان ثابت نمود. لاند شتاینر ، ابتدا گلبولهای قرمز را از سرم جدا کرد و سپس به مطالعه نتایج حاصل از مخلوط کردن سرم و گلبولهای قرمز افراد مختلف پرداخت. وی دریافت که سرم بعضی از افراد قادر به آگلوتینه کردن گلبولهای قرمز برخی دیگر از افراد می‌باشد، اما بر روی گلبولهای قرمز همه افراد موثر نیست. در تجزیه و تحلیل نتایج ، او فهمید که می‌توان افراد را از نظر گروههای خونی به گروههایی تقسیم نمود:


گروه خونی A : آنتی ژن نوع A را سطح گلبول قرمز خود دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور B (ضد آنتی ژن B) را دارا هستند.


گروه خونی B : آنتی ژن نوع B را در سطح گلبو لهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز آنتی کور A (ضد آنتی ژن A) را دارند.


گروه خونی AB : آنتی ژن نوع A و B را در سطح گلبولهای قرمز خود را دارند و در پلاسمای خونشان نیز هیچ یک از آنتی کورها را ندارند.


گروه خونی O : هیچ یک از آنتی ژنها را در سطح گلبولهای قرمز خود ندارند ولی هر دو آنتی کور را دارا هستند.

نحوه تعیین گروه خونی

برای پی بردن به گروه خونی هر کس ، مقداری از خون را با آنتی کورهای معین شده A یا B مخلوط می‌کنیم. از تولید یا عدم تولید رسوب که در اثر به هم چسبیدن گلبولهای قرمز ایجاد می‌شود می‌توان گروه خونی شخصی را معین کرد. اگر بخواهیم به فردی از گروه خونی B خون تزریق کنیم، چون پلاسمای خون او آنتی کور A را دارد نمی‌توان خونی را که دارای آنتی ژن A باشد به او داد. این آنتی ژن در گروه های A و AB یافت می‌شود پس او نمی‌تواند از این گروهها ، خون دریافت کند.

رسوب خونی

  • گروه خونی A : با آنتی کور B رسوب نمی‌دهد ولی با آنتی کور A رسوب می‌دهد.
  • گروه خونی B : با آنتی کور B رسوب می‌دهد ولی با آنتی کور A رسوب نمی‌دهد.
  • گروه خونی AB : با هر دو آنتی A و B رسوب می‌دهد.
  • گروه خونی O : با هیچ یک از آنتی کورهای A و B رسوب نمی‌دهد.

درصد گروههای خونی در مردم

در میان جمعیت مردم در حدود 42 درصد گروه خونی A حدود 9 درصد گروه خونی AB و 42 درصد گروه خونی O را دارا هستند. با این وجود لازم به ذکر است که یک آنتی ژن گروه خونی هیچگاه نمی‌تواند به همراه آنتی بادی ضد خود در بدن یک فرد وجود داشته باشد. زیرا در آن صورت وقوع همولیز ، گردش خون را مختل نموده و گلبولهای فرد تخریب می‌شود. گروههای خونی O ، AB ، B ، A نمایانگر فتوتیپ گلبولهای قرمز یک فرد است که مطابق با یک سیستم ساده که متشکل از سه ژن آللی A ، B ، O می‌باشد، به ارث می‌رسند.
عکس پیدا نشد

افرادSecretor , Nonsecretor

تقریبا 75% از انسانها مواد آنتی‌ژن A و B را نه تنها در سطح غشای سلولی بلکه به صورت آزاد در ترشحات مختلف نظیر سرم ، ادرار ، بزاق دارا می‌باشند. مواد آنتی ژن گروه خونی در سطح غشای سلولی به مولکولهایی از جنس گلیکوپروتئین متصلند. این صفت بوسیله یک ژن به نام Se= Secretor کنترل می‌گردد. عمل ژن se در صورتی که وجود داشته باشد کنترل اتصال ساده آنتی ژنی به مولکولهای گلیکو‌پروتئینی است. در افراد هموزیگوت مغلوب اتصال مواد آنتی ژنی به مولکولهای گلیکو‌پروتئین تحت کنترل نبوده ، در نتیجه آنتی ژنهای A و B اجازه حضور در مایعات بدن را نمی‌یابند.

سیستم RH

در سال 1940 ، لاندشتاینر و وینر نشان دادند آنتی بادیهایی که بر علیه گلبولهای قرمز میمون رزوس (Rhesus) تولید می‌گردد، قادرند گلبولهای قرمز 85% از جمعیت انسانی را نیز آلگوتینه نمایند. این آنتی بادیها بر علیه مولکولی که (RH) نامیده شده ، بوجود می‌آمدند و افرادی را که واجد این مولکول بودند Rh مثبت نام گرفتند و به 15 درصد بقیه که فاقد این مولکول بودند، افراد Rh منفی اطلاق گردید. آنتی‌بادیهای طبیعی بر علیه آنتی ژنهای Rh در بدن تولید نمی‌شوند.

بیماری همولیتیک نوزادان

بیماری همولیتیک نوزادان معمولا زمانی بوجود می‌آید که یک مادر Rh منفی حامل جنین Rh مثبت باشد. بطور طبیعی گلبولهای خون جنین به واسطه لایه‌هایی از سلولهای ترفوبلاست از گردش خون مادر جدا شده است. اما در اواخر حاملگی و بخصوص در حین تولد نوزاد ، گلبولهای قرمز جنین ممکن است وارد گردش خون مادر شوند. همین که این گلبولها به جریان خون مادر برسند به عنوان یک عنصر خارجی تلقی شده و پاسخ ایمنی مادر را جهت تولید آنتی بادی برمی‌انگیزند.

معمولا آنتی بادی بر علیه گلبولهای قرمز جنین قبل از تولد اولین بچه ساخته نمی‌شود. اما حاملگیهای مکرر نهایتا منجر به افزایش سطح آنتی بادی در خون مادر می‌شود. این آنتی بادیها پس از گذشتن از سلولهای ترفوبلاست مادر به گردش خون جنین می‌رسند و در آنجا با گبولهای قرمز جنین وارد واکنش شده و موجب تخریب آنها می‌شوند. ممکن است روند تخریب گلبولهای قرمز جنین به قدری شدید باشد که موجب مرگ جنین شود. از طرف دیگر جنین ممکن است زنده بماند و در یک وضعیت آنمیک شدید و همراه با یرقان متولد شود.

بدن جنین ممکن است در راه تلاش جهت جبران گلبولهای از دست رفته گلبولهای قرمز نابالغ را از مغز استخوان به داخل خون آزاد نماید. تخریب گسترده گلبولهای قرمز جنین می‌تواند منجر به آزاد شدن مقادیر سمی بیلی ‌روبین به داخل جریان خون شود. از آنجایی که کبد جنین هنوز نابالغ است، این بیلی روبین ممکن است در سلولهای مغز رسوب نموده و موجب آسیب شدید مغز گردد.

سیفیلیس

سیفیلیس یک بیماری باکتریایی است و در دو شکل جنسی (بیماری‌های آمیزشی) و غیرجنسی انتشار می‌یابد. این بیماری در اثر تماس مستقیم با پوست عفونی منتقل می‌شود. همچنین از مادر به نوزاد و از طریق خون آلوده منتقل می‌شود. این بیماری در صورت درمان نشدن می‌تواند سبب زمینگیر شدن افراد یا مرگ آنها شود. باکتری عامل این بیماری اسپیروکتی از جنس ترپونما گونه (ترپونما پالیدوم) است.

روش تشخیص این بیماری آزمایش خون (VDRL) و کِشت میکروب است. توصیه می‌شود تمام زنان باردار این آزمایش خون را بدهند.

روش‌های انتقال

آمیزش جنسی با فرد بیمار (آمیزش دهانی، مقعدی و مهبلی)، استفاده از سرنگ و سوزن مشترک، از مادر به نوزاد، و از طریق انتقال خون آلوده.


پیشگیری

مراحل سه‌گانه

۱-مرحله اولیه (شانکر) *[۱]

دوره کمون سیفلیس به طور متوسط ۲۱ روز است. ۱۰ تا ۹۰ روز پس از ورود باکتری به بدن، زخم کوچک نرم، گرد و بدون دردی ایجاد می‌شود.به این زخم جلدی شانکرمی گویند .شانکر تناسلی معمولاً یکی است و شانکرهای غیر تناسلی روی لبها و حفره دهان دیده می‌شود . شانکر به صورت یک پاپول ظاهر می‌شود که دچار نکروز شده و زخمی می‌گردد . این زخم از سه دهم سانتی متر تا دوسانتی متر اندازه دارد بدون درد بوده و سفت می‌باشد . قاعده ان دارای ترشح خفیف سروز است . لبه‌های زخم برجسته، صاف وکاملا واضح می‌باشد . لنفادنوپاتی ان بدون درد، سفت ومتمایز بوده هرگز به هم نچسبیده و چرک نمی‌کند ودر عرض یک یا دوهفته ایجاد می‌شود.شانکر بدون درمان درعرض سه تا 6 هفته با به جا گذاشتن اسکار بهبود می‌یابد . بیماری در سه چهارم موارد بهبود می‌یابد و دریک چهارم موارد , 6 هفته بعد از ظهور شانکر علایم بالینی مرحله دوم ایجادمی شود .

یک هفته بعد از ظهور شانکر، تست‌های vDRLوRPR مثبت می‌شوند .درصورتیکه این تست‌ها مثبت باشند با تست اختصاصی FTA تائید می‌شود .از دو تست اول در غربالگری و کنترل پاسخ به درمان استفاده می‌شود . اگر دو تست vDRLوRPRمنفی باشد ولی شواهد بالینی سیفلیس را داشته باشیم باز هم از FTA استفاده می کنیم .بیماری که FTA او مثبت باشد تا اخر عمر این تستش مثبت خواه ماند .این تست در صد درصد سیفلیس ثانویه مثبت است .مثبت شدن مرزی ان در حاملگی شایع می‌باشد. ضمناواکنش دهی ضعیف تست VDRL شایع بوده و در تقریبا سی درصد افرادطبیعی دیده می‌شود

۲-مرحله ثانویه (پدید آمدن راش)

در صورت درمان نشدن، ۴ تا ۱۰ هفته پس از ظهور شانکر بیماری به شکل راش در یک یا چند منطقه از پوست نمایان می‌شود. ممکن است لکه‌های خشن کف دست یا پا پدید آید، یا به شکل نقاط برجسته و ترکیدنی، یا لکه‌های بزرگ نامنظم، و یا آکنه‌های بدشکل، یا جوش‌های پر چرک و ترکیدنی (مانند آبله مرغان) روی پوست ظاهر شود. سیفلیس مرحله دوم با ضایعات جلدی مخاطی، سندرم شبه انفلوانزا و آدنوپاتی ژنزالیزه بدون درد مشخص می‌شود که دو تا ده هفته باقی می ماند . راش جلدی ان معمولادوطرفه ومتقارن است.در هنگام شروع ضایعات تب مختصر هست یا نیست . راش ان غیر التهابی و با شروع تدریجی بوده و تا مدت‌ها باقی می ماند . بدون درد یا خارش است . رنگ ضایعات مشابه گوشت تازه بریده یا یک ته رنگ مسی می‌باشد .شایعترین نوع ضایعات ماکولوپاپولر است که معمولاً در کف دست و پا می‌باشد .ممکن است همراه کچلی ریش، موی سرو مژه‌ها بوده و یاروی سطوح مخاطی ظاهر شود . تمام ضایعات جلدی سیفلیس مرحله دوم، عفونی هستند .بنابراین در صورتی که نوع ضایعات را نمی دانید از لمس کردن انها پرهیز کنید .

راش در صورت درمان نشدن پس از ۲ یا ۶ هفته خود به خود از بین می‌رود و بیماری وارد مرحله سوم می‌شود.

۳-مرحله نهفته (سیفیلیس درمان نشده)

در این مرحله علایم مرحله قبل ناپدید شده است ولی باکتری فعال است و به اندام‌های داخلی صدمه می‌زند. از جمله مغز، اعصاب، چشم، قلب و رگ‌های خونی، کبد، استخوان‌ها و مفاصل. سیفلیس نهفته یعنی بیماری که تست سرولوژیک او مثبت استولی بیماری فعال ندارد .طول مدت سیفلیس نهفته زودرس کمتر از یک سال و سیفلیس نهفته دیررس بیشتر از 4 سال می‌باشد .

در موارد نادری عوارض بیماری پس از سال‌ها ظاهر می‌شود که می‌تواند عدم هماهنگی در حرکت عضله‌ها، فلج شدن، کوری پیش رونده، دمانس یا سایر تغییرات روانی، دردهای مبهم، تهوع مکررتومورهایی در پوست، استخوان، کبد و … باشد.

عوارض

  • ابتلا به سیفیلیس خطر بروز ایدز را تا ۵ برابر افزایش می‌دهد.
  • خطر به دنیا آمدن نوزاد مرده یا مرگ نوزاد پس از تولد در مادران بارداری که سیفیلیس درمان‌نشده دارند وجود دارد.سیفلیس مادرزادی هم ممکن است در این حال اتفاق بیفتد . میکرب سیفلیس هر زمانی از حاملگی می‌تواند از جفت رد شود . درمان کافی مادر قبل از هفته شانزده حاملگی معمولاً مانع عفونت جنین می‌شود .درمان بعد از هفته ۱۸ ممکن است مادر را معالجه کند ولی مانع ایجاد عوارض در جنین نمی‌شود . علایم سه گانه هوچینسون یعنی دندان‌های هوچینسون، کراتیت بینابینی، و کری عصب ۸، پاتوگنومونیک سیفلیس مادرزادی دیررس می‌باشد .

درمان

بیمارانی که تحت درمان قرار می‌گیرند بایدیک ازمایش PRP قبل ازدرمان داشته باشند . بهترین شاخص موفقیت درمان افت تیتر این ازمون است . برخلاف تشخیص سیفیلیس، درمان آن ساده تر است. در طی مراحل اول، دوم و نهفته اول تزریق دوزواحد پنی سیلین جهت درمان کافی است. افرادی که به پنی سیلسن حساسیت دارند و حامله هم نیستند از آنتی بیوتیک‌های خوراکی مثل داکسی سایکلین، تتراسایکلین و یا اریترومایسین برای مدت ۲ هفته سود می برنند

  • بیمارانی که در مرحله نهفته دیررس تشخیص داده می‌شوند و یا مرحله بندی برای آنهاامکان پذیر نیست، نیاز به تزریق ۳ دوز پنی سیلین به فاصله یک هفته دارند
  • در بیمارانی دارای نوروسیفیلیس (درگیری سیستم اعصاب مرکزی) هستند؛ تزریق وریدی پنی سیلین جی هر ۴ ساعت برای ۱۰ تا ۱۴ روز مورد نیاز است. یک رژیم درمانی جایگزین دیگر تزریق پنی سیلسن یکبار در روز به همراه مصرف خوراکی پروبنیسید ۴ بار در روز برای مدت ۱۰ تا ۱۴ روز می‌باشد


سیلندر های ادراری

ماده زمینه ای سیلندر های ادراری از یك نوع ماده  موكو پروتئینی به نام تام هورسفال كه از طریق ایمنی شناسی قابل تشخیص است تشكیل شده است .

Hyalin Cast 

این نوع سیلندر فقط از ماده زمینه ای ساخته شده و عوامل مهمی از قبیل PH  - مقدار و نوع مواد محلول در ادرار و میزان پروتئین اوری در تشكیل این سیلندر ها دخالت دارند .این سیلندر ها ممكن است به تعداد كم در ادرارنرمال هم دیده شود ولی وجود تعداد زیاد نشاندهنده بیماری است .

Fatty cast

بیان كننده بیماری های كلیوی نظیر نفروپاتی دیابتی و نا رسایی های مزمن كلیوی است .

Granular cast

اكثرا در بیماری های مزمن كلیوی و در عفونتهای ادراری و در نارسایی های حاد كلیوی و در مرحله بهبودی بیمار دیده میشود این سیلندر ممكن است در نتیجه دژنره شدن گلبولهای سفید یا سلولهای اپیتلیال باشد .

WBC cast

در مواردی كه در انها نشت گلبول سفید و التهاب نسج بینابینی در كلیه وجود دارد دیده میشود و شایع ترین این بیماریها پیلونفریت است .

RBC cast

وجود ان در ادرار معمولا حاكی از اسیب غشا پایه گلومرولی است و مهمترین سیلندر در ادرار است و در مواردی مثل گلومرونفریت حاد –نفریت لوپوسی و سندرم  گود پاسچر دیده میشود .

Hb cast

نشاندهنده همولیز داخل عروقی در بیمار است .مثلا در تزریق خون اشتباهی یا باكتریمی با كلاستریدیوم دیده میشود .

 

Epithellial cast

به ندرت دیده میشود و به علت صدمه و یا نكروز بافت اپی تلیال تیوبولهای كلیوی به وجود میایند .و در بیماریهایی نظیر نفروز مرحله نفروتیك –گلومرولونفریت حاد و مزمن دیده میشود .

Waxy cast

در بیماریهای مزمن كلیوی دیده میشود و همچنین در نفروپاتی دیابتی دیده میشود .

Broad cast 

وقتی قطر سیلندر از 2 تا 6 برابر قطر سیلندر های معمولی بیشتر باشد به این نام خوانده میشود تصور میشود سیلندر  های پهن در لوله های كلیوی اتساع یافته تشكیل میشود .در امراض مزمن كلیوی شدید یا ضایعات حاصل از انسداد دستگاه ادراری اغلب گشادی و انهدام لوله ها وجود دارد و این سیلندر های پهن دیده میشود .

فریتین سرم

میزان فریتین سرم مشخصه مستقیمی از میزان آهن ذخیره ای در بدن است.در بین تمام تست های ارزیابی آهن،تعیین غلظت فریتین سرم بهترین تست در تشخیص فقر آهن است.به طور کلی سطح فریتین سرم کمتر از ۱۲ میکروگرم در لیتر معرف تهی شدن ذخایر آهن است،در صورتیکه میزان بیشتر از ۱۰۰۰ میکروگرم در لیتر معرف گرانباری آهن است.کاهش سطح فریتین سرم ممکن است اولین نشانه از گسترش آنمی فقر آهن باشد.سطح فریتین سرم قبل از تخلیه ذخایر آهن در حرکت (ترانسفرین) غیر نرمال می شود،در صورتی که غیر طبعی شدن TIBC و آهن سرم ممکن است فقط زمانی که ذخایر آهن خالی شدند قابل تعیین باشد. در تفسیر سطح فریتین سرم باید دقت شود فریتین جزء واکنش دهنده های فاز حاد است و به طور غیر اختصاصی ممکن است در بدخیمی ها،عفونت،بیماری های کبدی و در پاسخ التهابی حتی زمانی که ذخایر آهن بدن کاهش یافته باشند افزایش یافته به نظر آید بنابراین همراهی این حالات با آنمی فقر آهن اگر دیگر تست ها برای تعیین وضعیت آهن بررسی نشوند می تواند آن را بپوشاند.فرتین سرم تست مهمی در افتراق آنمی فقر آهن از دیگر آنمی های میکروسیتیک هایپوکرومیک است.سطوح آن در آنمی بیماری مزمن نرمال یا افزایش یافته است به جز در صورت همراهی آنمی فقر آهن با این وضعیت که ممکن است طبیعی باشد در آنمی سیدوبلاستیک و تالاسمی نیز افزایش می یابد. میزان فریتین سرم متناسب با سن تغییر می کند.با افزایش سن سطح فریتین سرم افزایش می یابد.سطح فریتین سرم تحت تغییرات روزانه قرار نمی گیرد در صورتیکه میزان فریتین سرم کمتر از 12 میکروگرم در لیتر نباشد هر یک میکروگرم در لیتر از فریتین سرم معادل 10-8 میلی گرم آهن ذخیره ای است.بیشترین میزان فریتین سرم در یک ماهگی(600-200 میکروگرم در لیتر) است و کمترین مقدار ان در 6 ماهگی تا 15 سالگی است.(142-7 میکروگرم در لیتر)ولی بعد از آن سطح فریتین سرم به تدریج افزایش می یابد.

چرخه ی پلاسمودیوم

Paragonimus Westermani - Lung Fluke


Human lung fluke, Paragonimus westermani, infects 22 million people in Africa, Asia and South and Central America. Southeast Asia in particular is affected because raw seafood is very popular there. Humans get infected with the disease, paragonimiasis, by eating raw crabs or fish that are carrying the parasite. Even properly cooked sushi can cause infection, if the cook or waiter is careless when preparing the food. In Asia about 80 % of freshwater crabs are infected with the lung fluke.

Life cycle of a lung fluke begins, when the female lays eggs that are carried out from the human lungs in the sputum by the motion of microvilli. Then the eggs are taken through the gastrointestinal tract and out of the body. If the feces get in contact with water, then after two weeks larvae called miracidia hatch and start to grow. A miracidium finds a snail and penetrates its skin. In 3–5 months miracidium develops further and produces another larval form called cercaria. The cercaria crawls out of the snail to find fresh water crayfish (a lobster-like creature) or crabs. It finds its way to the muscles of the crab and starts forming a cyst. Within two months it transforms into metacercaria which is the resting form of cercaria. If a human eats this infected crab raw, the metacercaria cyst gets into the stomach. Once inside the beginning of the small intestine, duodenum, the metacercaria excysts and penetrates the intestinal wall. It continues through abdominal wall and diaphragm into the lungs where it forms a capsule and develops into an adult. Male and female lung worms reproduce and the cycle starts again.

Sometimes lung fluke larvae accidentally travel to the brain or other organs and reproduce there. But because the secretion of the eggs from the brain is blocked the life cycle will not happen. If the worm goes to the spinal cord instead of the lungs, the host might become paralyzed. If it infects the heart, the host could die.

Lung flukes cause pain and severe coughing (there might be some blood, too). Paragonimiasis diagnosis is done by looking at sputum (slime from the lungs), to see if there are any lung fluke eggs. Feces can be examined, too. Alternatively X-rays and biopsies can be taken. Paragonimiasis is usually treated with a drug called praziquantel.

Salting food does not kill the parasite, cooking and freezing will. After ingestion it takes about three months for the lung fluke to start laying eggs. The host might stay infected up to 20 years.

Adult


Lif Cycle





adult

egg

up dating

 بسیاری از بخش های سایت به روز رسانی شد 

کلونینگ ( Cloning )

کلونینگ ( Cloning )

برای اتصال دو DNA به یکدیگر در آزمایشگاه از آنزیم DNA ligase استفاده میشود DNA ligase آنزیمی است که بین دو نوکلئوتید اتصال فسفودی استر ایجاد میکند. دو نوع DNA ligase وجود دارد یکی T4 DNA ligase که از فاژ T4 استخراج میشود وانرژی لازم برای فعالیت خود را از ATP تامین میکند این آنزیم دوانتهای blunt وهمچنین دوانتهای Cohesive را بهم متصل کند( اتصال فسفودی استر ایجاد میکند). دیگری DNA ligase باکتری E.coli که انرژی لازم برای فعالیت خودراازNAD بدست می آورد و بیشتر برای اتصال انتهاهای Cohesive استفاده میشود.

عمل Ligation طی سه مرحله انجام میگیرد :

در مرحله اول گروه آدنیلیل از ATP ) NAD ) به آنزیم متصل میشود و زنجیره جانبی NH2 اسید آمینه لیزین آدنیله میشودو پیرو فسفات (با آنزیم T4 DNA ligase ) یا نیکو تینامید (با آنزیم E.coli DNA ligase ) آزاد میشود.

در مرحله دوم گروه آدنیلیل به انتهای 5`-P متصل میشود . در مرحله سوم اتصال فسفو دی استر بین گروه هیدروکسیل 3`- OH و گروه فسفوریل آدنیله شده 5` برقرار میشودوAMP آزاد میگردد.

شکل 5- طرز عمل DNA ligase این آنزیم نوکلئوتید ها را از انتهاهای 3`-OH و 5`-P بهم متصل میکند. آنزیم لیگاز توسط NAD ( باکتری ) یا ATP( فاژT4) آدنیله میشود. آنزیم انتهای5`-P را در محل شکاف آدنیله میکندو اتصال فسفودی استر تولید میشود.( Rریبوز و A آدنین)

انجام واکنش Ligation:

1- مقدار insert و vector را تخمین برنید ( برای انجام واکنش مولاریته insert را سه برابر vector در نظر بگیرید )

2- حجم واکنش را در نظر بگیرید ( بهتر است یک میکروگرم DNA را درواکنشی به حجم 20-30 میکرولیتر انجام گیرد )

3- با آب دوبار تقطیر استریل حجم واکنش را تنظیم کنید

4- واکنش را مدت 5 دقیقه در 45 درجه قرار دهیدتا انتهاهای Cohesive کاملا" Relax شوند

5- بافر Ligation را با غلظت نهایی 1x استفاده کنید

6- یک میکرولیتر آنزیم T4 DNA ligase به واکنش اضافه کنید

7- چند ثانیه آن را spin کنید

8- مدت 3-2 ساعت در دمای 37 درجه قرار دهیدو سپس واکنش را ترانسفرم کنید.

18- پیدا کردن کلنی های حاوی Recombinant DNA:

در این کارگاه آموزشی از دو روش استفاده میکنیم

الف ) غیر فعال کردن ژن مقاومت به تتراسیکلین پلاسمید pBR322

جایگاه آنزیم BamHI روی سکانس ژن مقاومت به تتراسیکلین پلاسمید pBR322 قرار دارد چنانچه DNA خارجی در جایگاه این آنزیم کلون شود و پلاسمید نو ترکیب در باکتری ترانسفرم گردد ، باکتری نسبت به تتراسیکلین حساس میشود.Insert DNA مورد استفاده که قطعه ای از DNA میتوکندری (kDNA) انگل لیشمانیا میباشد در حدود 800bp است که آن را در جایگاه BamHI پلاسمید pBR322 کلون میکنیم

1- محصول Ligation را درباکتری HB101 ترانسفرم کنید ( باکتری XL1-blue نسبت به تتراسیکلین مقاوم است و برای این آزمایش قابل استفاده نمیباشد).

2- محصول ترانسفرم شده را روی پلیت آگار حاوی آمپی سیلین و بدون تتراسیکلین پخش کنید.

3- روز بعد یک Master plate حاوی آمپی سیلین و بدون تتراسیکلین تهیه کنید و آن را شطرنجی نموده و خانه های آن را شماره گذاری نمایید سپس کلنی های حاصل از ترانسفرماسیون شب قبل را داخل خانه های شطرنجی (شماره دار) پلیت منتقل کنید.

4- روز بعدنیز آگار پلیت مشابه روز قبل تهیه کنید که دارای دو آنتی بیوتیک آمپلی سیلین و تتراسیکلین باشد (100μg /ml آمپی سیلین و 12.5μg/ml تتراسیکلین ) و هر کلنی را در خانه هم شماره آن روی پلیت حاوی تتراسیکلین و آمپی سیلین کشت دهید

5- روز بعد هر کدام از کلنی ها که رشد نکرد ه باشند حاکی از حساس بود ن آنها به تتراسیکلین میباشد (قطعه DNA مورد نظردر پلاسمید کلون شده است).

6- کلنی باکتری که رشد نکرده را از روی Master plate شماره 1 ( بدون تتراسیکلین ) پیدا کرده و از آن کشت شبانه تهیه کنید

پلاسمید آن را استخراج کرده و با آنزیم BamHI آن را برش دهید ، بعد از الکتروفورز باید قطعه DNA کلون شده را روی ژل مشاهده کنید ( تقریبا" 800bp میباشد ) .

ب) غیر فعال کردن ژن LacZ` پلاسمید Bluescript و مشاهده کلنی ها ی آبی و سفید

( alfa- complementation test ) همانطور که قبلا" گفته شد MCS پلاسمید Bluescript داخل ژن LacZ` تعبیه شده است . سکانس این ژن قسمتی ازسکانس ژن آنزیم β-galactosidase است , این آنزیم اثصالات بتا گالاکتوزیدی لاکتوز را تجزیه کرده و لاکتوز را به گلوکز و گالاکتوز تبدیل میکند , همچنین ماده X-gal را که آنالوگ لاکتوز میباشد تجزیه کرده و رنگ آبی تولید میکند. سلولی (باکتری) که آنزیم بتا گالاکتوزیداز آن ناقص باشد یعنی ژن قطعه LacZ` را نداشته باشد چنانچه با پلاسمیدی که سکانس ژن LacZ` داشته باشد ترانسفرم گردد آنزیم بتا گالاکتوزیداز آن کامل میشود و میتواند لاکتوز یا X-galرا تجزیه کند. چنانچهinsert DNA درMCS این پلاسمید کلون شود ژن مذکور غیر فعال شده و باکتری نمیتواند بعد ترانسفرم شدن با پلاسمید X-gal را تجزیه کند در نتیجه رنگ آبی تولید نمیشود و کلنی های بیرنگ تولید میشود.

شکل شماره : 6مراحل غربالگری کلنی های حاوی پلاسمید pBR322 نوترکیب از طریق غیر فعال کردن ژن مقاومت به تترا سیکلین .

شکل شماره 7- اپرون lac . ژنهای ساختمانی lacZ, lacY, lacA که به ترتیب آنزیمهای ترانس استیلاز، لاکتوز پرمئاز وبتا گالاکتوزیداز را کد میکنند( Z,Y,A) . این ژنها توسط پروموتور (P) و اپراتور (O)کنترل میشوند. اپراتور جایگاه اتصال پروتئین رپرسور است و ژن lac آنرا کد میکند . ژن رپرسور توسط پروموتور (P) خودش کنترل میشود

شکل شماره 8- ساختمان X-gal و تاثیر آنزیم β-galactosidase روی آن. این آنزیم X-gal را به گالاکتوز ومشتق ایندوکسیل( indoxyl) تجزیه میکند، سپس ایندوکسیل اکسیده شده و به دی دی برومو-کلرو تبدیل میشود که رنگ آن آبی میباشد

شکل شماره 9- روش غیر فعال کردن آنزیم بتا گالاکتوزیداز:

A) در سیستم alfa-complementation test. کروموزوم باکتری ژن lacZ ناقص دارد و قسمت N ترمینال(alfa peptide) ژنβ-galactosidase راکد نمیکند و محصول ژن فاقداین قسمت میباشد . ژن lacZ` پلاسمید در داخل باکتری قسمت alfa peptide را کد میکند و ژن بتا گالاکنوزیداز فانکشنال تولید میشود که در حضور X- gal رنگ کلنی های باکتری آبی میشود . (b یک قطعه DNA در پلاسمید کلون شده ,ژن lacZ` ناقص شده است ونمیتواندX-gal راتجزیه کند در نتیجه کلنی های باکتری سفید میگردند.

1- DNA را در جایگاه آنزیم BamHI یا EcoRI پلاسمید Bluescipt کلون ( Ligate ) کنید.

2- واکنش Ligation را داخل باکتری XL1- blue ترانسفرم کنید ( ژنآنزیم β-galactosidase این باکتری ناقص است و همراه ژن LacZ` پلاسمید Bluescript کامل میشود اما ژن آنزیم بتا گالاکتوزیداز باکتری HB101 کامل است وبرای این منظور قابل استفاده نمیباشد )

3- باکتری ترانسفرم شده را روی آگار پلیت حاوی X-gal و IPTG پخش کنید ( IPTG یک ماده القاء کننده پروموتور ژن است و موجب بیان آنزیم β-galactosidase میشود ) .

4- قبل از پخش کردن واکنش روی پلیت , به هرکدام مقدار 40 میکرولیتر از 20 mM X- gal و 4 میکرولیتر از 200 mg/ml IPTG اضافه کنید.

5- روز بعد ( 16-12 ساعت ) کلنی های آبی و سفید روی پلیت آگاررشد میکنند که کلنی های سفید حاوی Recombinsnt plasmid میباشند

توجه : اگر پلیت حاوی X- gal و IPTG را چند ساعت در 4 درجه قرار دهید رنگ آبی بخوبی ظاهر میشود. مرکز کلنی حاوی ژن بتا گالاکتوزیداز آبی کم رنگ و محیط آن آبی پررنگ است. در مرکز کلنی های سفید نقطه آبی خیلی کم رنگ دیده میشود ولی محیط آنها بیرنگ است.

کلنی های سفید راکشت دهید و پلاسمید آنهارااستخراج کنید. پلاسمید را با آنزیم BamHI هضم کنید باید بعد از الکتروفورز قطعه DNA کلون شده را روی ژل مشاهده کنید

منبع:

http://molecularmicrobiology.persianblog.ir/

آنزیم هایSGOT,SGPT

آشنایی کامل بر آنزیم های کبدیSGOT,SGPT علایم کلینیکی و ازمایشگاهی عفونت با HIV علایم کمبود اهن از دید آزمایشگاهی

گیرم که فلک دوباره با ناز آید با گردش ایام دمساز آید

یاران گذشته در کجا جمع شوند؟ این عمر گذشته از کجا باز آید؟

مروری بر انزیمهای کبدی SGOT,SGPT

افزايش نسبي SGOT,SGPTسرم ميتواند نوع ضايعه را نشان دهد در سلولهاي كبدي ميزان

SGOT بيشتر از SGPT است SGOT در ميتوكندري و سيتوپلاسم وجود دارد در صورتيكه

SGPT فقط در سيتوپلاسم سلول جاي دارد در هپاتيت مزمن افزايش SGPT ممكن

است تنها يافته ازمايشگاهي باشد درChronic persistant hepatitis افزايش

SGOT,SGPT جزئي است سطح بيليروبين سرم ممكن است طبيعي بوده

يا افزايش كمتري داشته باشد اين حالت بيشتر بعد از هپاتيت حاد B يا

NonA NonB بوجود ميايد در بيماريهاي مزمن كبدي با يرقان و بدون

يرقان اگر SGPT بيشتر ازSGOT باشد هپاتيت الكلي وجود دارد

و اگر نسبت افزايش SGOT بيشتر از SGPT باشد احتمالا سيروز

يا هپاتيت فعال مزمن وجود دارد .

الفا فتو پروتئين يك پروتئين جنيني است كه بعد از تولد از بين ميرود

و در افراد مبتلا به سرطان كبد به ميزان زياد ديده ميشود در اين

حالت ممكن است سطح SGOT بالا و SGPT سرم طبيعي

باشد .در سيروز كبدي كه مرحله نهايي بعضي بيماريهاي كبدي است

و بيشتر در اثر مصرف الكل بوجود ميايد يافته مهم ازمايشگاهي

كاهش البومين سرم است به علت كاهش تعداد سلولهاي فعال كبد.

ساير تستهاي بيوشيميايي طبيعي است و در الكتروفورز سرم

هيپرگاماگلوبولينمي ديده ميشود .در hepato cellular failure

پتاسيم سرم كاهش ميابد و علت ان افزايش الدوسترون است .

زيرا كبد يك عضو غير فعال كننده هورمونهاي استروئيدي

است .

علایم کلینیکی و ازمایشگاهی عفونت با HIV

بيماران مبتلا به ايدز بعد از 2 تا 6 هفته از مواجه با ويروس دچار تب

و خستگي و بثورات جلدي و اسهال و بزرگ شدن غدد لنفاوي شده و حتي

بيماري ممكن است به صورت مننزيت ويروسي با سردرد تظاهر نمايد

در اين حالت لنفوسيتوز همراه با لنفوسيتهاي اتيپيك بخصوص از نوع

پلاسماسيتوئيد ديده ميشود در بيشتر بيماران الودگي به صورت نهفته

باقي مانده و بعد از مدتي عفونت با ميكدوبهاي فرصت طلب اغاز

ميشود.دربيشتر بيماران هموگلوبين كاهش و بين 9.7 تا 11.7 است

و نيز iron -and TIBC هر دو كاهش مي يابد در اين افراد

تعداد گلبولهاي سفيد كاهش يافته و داراي گرايش به چپ بوده و نوتروفيل ها

اغلب دچار HYPOSEgmentationميگردند و به فرم pelger huet ديده

ميشود. مونوسيتهاي بزرگ واكوئول دار نيز ممكن است ديده شود .

كاهش پلاكت به ميزان كمتر از صد هزار در هر ميلي متر مكعب در

3تا 8 درصد از بيماران فاقد علائم و در 30تا 45درصد از بيماران

باعلائم گزارش شده است .بيماران مبتلا به ايدز چه با علائم وچه

بدون علائم ممكن است تنها تظاهر انها فقط كاهش پلاكت باشد و

بيماري بصورت ترومبوسيتوپني ايمونولوژيك بروز نمايد.ميزان

كاهش پلاكت در ايدز معمولا بين 40000تا 60000بوده ولي

ممكن است با شمارش حدود ده هزار نيز ديده شود.

علایم کمبود اهن

هر يك سي سي PACKCELL يك ميلي گرم اهن دارد . مردها روزانه يك ميلي گرم اهن

از دست مي دهند و زنان در طي حاملگي يا شيرد هي 3 ميلي گرم اهن در روز از دست مي دهند .

در هر حاملگي جنين 500 ميلي گرم اهن را از مادر ميگيرد در مردها كمبود اهن شايع

نيست و اگر پيش ايد به معني خون ريزي دستگاه گوارش است و اگر سن بالاي 50 سال

باشد شايد سرطان هاي دستگاه گوارش باشد .

يكي از منابع ذخيره ي اهن macrophage است .

در مراحل اوليه ي فقر اهن افزايش پلاكت و وقتي فقر اهن شديد باشد پلاكت كاهش مي يابد.

در كم خوني فرد حالت بي خوابي و بي قراري دارد كسي كه كم خوني فقر اهن دارد سوزش زبان

و يك حالت براقيت زبان دارد و ناخن ها شكننده مي شود و اگر فقر اهن پيشرفته شود ناخن

به صورت قاشقي koilonychias در مي ايد . يك سوم بيماران بزرگي طحال دارند و اين افراد

انحراف اشتها ( pica) دارند يعني تمايل به خاك خواري يا خوردن يخ يا نشاسته دارند.

بعضي از بيماران اختلال در بلع پيدا مي كنند كه مي گويند در گلوي اينها web پيدا ميشود

يعني بافت مخاط مري كلفت مي شود .به اين حالت Vinson syndrome plummer

گیرم که فلک دوباره با ناز آید با گردش ایام دمساز آید

یاران گذشته در کجا جمع شوند؟ این عمر گذشته از کجا باز آید؟

ژن درمانی (Gene Therapy)

بسیاری از صاحب‌نظران از سده حاضر به‌عنوان سده مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی یاد می‌کنند. به اعتقاد بسیاری از دانشمندان، تولد ژن‌‌درمانی در اوایل دهه 1990، یک رخداد بزرگ و انقلابی بود که چشم‌انداز جدیدی را در عرصه پزشکی مولکولی ایجاد کرد؛ زیرا برای نخستین بار در تاریخ علوم زیستی، کاربرد روش‌ها و فنون بسیار حساس و جدید جهت انتقال ژن‌های سالم به درون سلول‌های بدن و تصحیح و درمان ژن‌های جهش‌یافته و معیوب، پنجره‌ای نو به سوی مبارزه جدی، اساسی و علّی (نه معلولی و در سطح فرآورده‌های ژنی) با بسیاری از بیماری‌ها گشوده است. ژن‌درمانی، در واقع انتقال مواد ژنتیکی به درون سلول‌های یک موجود برای مقاصد درمانی می‌باشد که به روش‌های متفاوت و متنوع (فیزیکی، شیمیایی و زیستی) صورت می‌گیرد.

کشف بسیاری از ژن‌های بیماری‌زای مهم در آینده‌ نزدیک، کاربرد روش‌های متنوع و بی‌سابقه غربال‌سازی ژنتیکی و پیشگویی‌های بسیار دقیق پیرامون تعیین سرنوشت جنین از نظر بیماری‌های ژنتیک پیش و پس از تولد، از دیگر قابلیت‌های مهندسی ژنتیک و ژن‌درمانی است.

پژوهشگران با انجام تحقیقات گسترده بر بسیاری از محدودیت‌های موجود در زمینه ژن‌درمانی فائق آمده‌اند. همچنین در زمینه هدف‌گیری بسیار اختصاصی سلول و انتقال ژن یا DNAی برهنه به درون آن (به عنوان دارو) پیشرفت‌های چشمگیری حاصل شده است.

علیرغم اینکه در حال حاضر ژن‌درمانی، روشی پرهزینه بوده و به فنون پیشرفته و تخصصی نیاز دارد، اما به‌زودی از این روش در مورد طیف بسیار وسیعی از بیماری‌ها استفاده خواهد شد. همچنین شواهد فزآینده‌ و امیدبخشی وجود دارد که استفاده از روش‌های پزشکی مولکولی، در آینده‌ای نه چندان دور و در مقایسه با وضع کنونی، صدها بار هزینه‌های درمانی را نیز کاهش خواهد داد.

طرح بین‌المللی ژنوم انسان (IHGP)

پروژه بین‌المللی ژنوم انسان، یکی از مهم‌ترین و عظیم‌ترین طرح‌های تحقیقاتی زیست‌شناسی عصر حاضر است که با رمزگشایی از ژنوم انسان، گره‌های بی‌شماری را گشوده و قله‌های متعددی را فتح کرده است. این طرح که انجام آن، مولود پیشرفت‌ها و اطلاعات جدید محققان در عرصه مهندسی ژنتیک است، در آینده‌ای نزدیک، تحولات عمیق و غیره‌منتظره‌ای را در علوم پزشکی به‌وجود خواهد آورد. طرح بین‌المللی ژنوم انسان را می‌توان نقطه عطفی در تاریخ علوم زیستی به‌ویژه مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی به حساب آورد.

شناسایی مکانیسم‌های مولکولی پیدایش سرطان

امروزه از رهگذر به‌کارگیری مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی، این پرسش که سرطان چگونه ایجاد می‌شود دیگر جزء اسرار ناشناخته علمی به حساب نمی‌آید. در خلال دو دهة اخیر، پژوهشگران با استفاده از روش‌های مولکولی و نتایج حاصل از مطالعاتی مانند طرح رمزگشایی از ژنوم انسان، به پیشرفت‌های خیره‌کننده‌ای در شناسایی علل و مراحل مولکولی پیدایش سرطان دست یافته‌اند که در آینده نزدیک، به روش‌های انقلابی در مسیر درمان آن منجر خواهد شد. با آنکه هنوز هیچ‌کس قادر نیست زمان دقیق غلبه کامل بر سرطان را پیش‌گویی کند، اما چشم‌انداز آن بسیار نویدبخش است.

در این راستا، تلاش‌های گسترده‌ای برای درمان سرطان با استفاده از روش‌های ژن‌‌درمانی (مانند انتقال ژن‌های بازدارندة سرطان به درون سلول‌ها) به طور فزاینده‌ای در حال افزایش است. مهار ژن‌هایی که بیشتر از اندازه طبیعی تکثیر یا بیان شده‌اند (مانند آنکوژنهای فعال‌شده) و جایگزینی یک ژن ناقص یا حذف‌شده از جمله راهبردهای این روش درمانی به حساب می‌آیند.

اخیراً پژوهشگران امریکایی نوعی ویروس "هوشمند" را طراحی کرده‌اند که بتواند در درون سلول‌های سرطانی، تکثیر شده و تمام سلول‌های بدخیم را در بدن از بین ببرد، اما به سلول‌های سالم آسیبی نرساند. نتایج به دست آمده از این شیوة جدید، روی موش‌های الگو موفقیت‌آمیز بوده و توانسته است حدود 60 درصد از سلول‌های سرطانی را نابود سازد.

شماری از شرکت‌های دارویی جهان نیز با تکیه بر فرآیندها و قابلیت‌های بیوتکنولوژی مولکولی، بر روی طراحی داروها و عوامل درمانی مناسب جهت توقف ماشین تکثیر بی‌رویه سلولی (سرطان) فعالیت می‌کنند.

بی‌شک انجام این پژوهش‌ها، که در آینده‌ای نزدیک به نتایج مفیدی برای درمان شماری از سرطان‌های انسانی منجر خواهد شد، بدون بکارگیری اصول و فنون مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی میسر نمی‌بود.

همانند سازی (Cloning)

از دیگر موضوعات بسیار مهم روز در زمینه مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی، که ارتباط تنگاتنگی با علوم پزشکی داشته و احتمالاً در آینده منشأ تحولات بزرگی در این زمینه خواهد بود، بحث کلون‌سازی (همانندسازی یا شبیه‌سازی) یا تکثیر غیرجنسی سلول‌ها است؛ که طی آن با همانندسازی از روی سلول بالغ یک موجود زنده، نسخه‌ای مشابه موجود اولیه ساخته می‌شود.

شایان ذکر است که نخستین موفقیت انسان در کلون‌سازی یک پستاندار بالغ (گوسفند دالی) در سال 1996 توسط یان ‌ویلموت‌ انگلیسی و همکاران وی در مؤسسه راسلین (ادینبر، اسکاتلند) با انتقال هستة یک سلول سوماتیک (غیرجنسی) به‌درون سیتوپلاسم یک اووسیت (سلول جنسی ماده) که هسته‌اش خارج شده بود، به دست آمد.

به طور کلی، محققان علم ژنتیک و بیوتکنولوژیست‌های مولکولی اعتقاد دارند که تلاش‌های آنها در این زمینه‌، می‌تواند به کاربردهای بسیار ارزشمندی در زمینه‌های پزشکی، کشاورزی و مانند آن‌ها منجر شود.

البته علیرغم بحث‌های بسیار جدی که در مورد سوء استفاده‌های احتمالی از مقوله شبیه‌سازی و عواقب زیستی و اخلاقی آن در دنیا وجود دارد، خوشبختانه اعتقاد اکثریت قابل توجهی از صاحب‌نظران امر که با درک مسئولیت خطیر انسانی خود، به پژوهش‌های متنوع و گسترده مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی در عرصه پزشکی مولکولی مشغولند، این است که تحقیقات مذکور باید تنها برای مقاصد پیشگیری، تشخیص و درمان اساسی بیماری‌ها به کار رفته شود.

بیوتکنولوژی مولکولی و صنعت

در سال‌های اخیر، بیوتکنولوژی مولکولی در صنایع گوناگون جایگاه منحصر به فردی پیدا کرده است. امروزه در برخی از معادن دنیا، استخراج و بازیافت کانی‌های پرارزشی مانند طلا، نقره، مس و اورانیوم به کمک میکروارگانیسم‌ها و با روش‌های زیستی (Bioleaching) صورت می‌گیرد. تولید صنعتی بسیاری از اسیدهای آلی مانند اسید سیتریک، اسید استیک و اسید لاکتیک و همچنین تولید روغن‌هایی با ترکیبات اسیدهای چرب ویژه که دارای ارزش بالایی در صنایع غذایی و مواد پاک‌کننده هستند، از دیگر زمینه‌های حضور فعال بیوتکنولوژی در صنعت است.

تولید پلاستیک‌های قابل تجزیه (Green Plastics)، تولید انرژی‌های تجدید‌پذیر با استفاده از بیومس (Biomass)، طراحی و تولید ساختارهای نانومتری (Nanostructures) جدید مثل بیوترانزیستورها، بیوچیپ‌ها و پلیمرهای پروتئینی با استفاده از روش‌های مهندسی پروتئین، بکارگیری روش‌های بیوتکنولوژی در افزایش بازیافت و سولفورزدایی نفت خام و پاکسازی آلودگی‌های زیست‌محیطی به کمک فرآیندهای زیستی، از دیگر عرصه‌های نوین و با ارزش بیوتکنولوژی در صنعت و محیط زیست به شمار می‌روند.

مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی در عرصه‌های بسیار متنوع مانند کشاورزی، تغذیه و مواد غذایی، دامپروری، شاخه‌های مختلف علوم پزشکی و صنایع دارویی، صنایع تخمیری، صنایع نظامی، انرژی، محیط ‌زیست و بهداشت بشر، استفاده‌های بسیار ارزشمندی پیدا کرده است.

اینکه بیوتکنولوژی جدید برای بشر راه‌حل‌های بی‌شماری ارائه می‌کند، مطلبی کاملاً درست است. در تاریخ علوم تجربی، پژوهش‌های بیوتکنولوژی را می‌توان از معدود مواردی دانست که در آن تحقیقات بنیادی به سرعت به سطح کاربردی می‌رسند. در چنین بستری، موفقیت نهایی در بیوتکنولوژی و حصول دستاوردهای بی‌شمار اقتصادی آن، به پیشرفت واقعی در مبانی علوم تجربی و رشته‌های علوم پایه بستگی تام دارد. از این‌رو سرمایه‌گذاری شایسته در علوم مذکور، اساس پیشرفت و توسعه تمام علوم و فنون روز از جمله بیوتکنولوژی خواهد بود. بیوتکنولوژی گذشته از پتانسیل‌های قابل توجه نوع سنتی آن که عمری معادل تمدن بشری دارد، توانسته است با تکیه بر اصول جدید مهندسی ژنتیک و علوم وابسته، در طی حداکثر سه دهه اخیر، توانایی‌ها و قابلیت‌های بسیار متنوع و ارزشمندی را در عرصه‌های مختلف به نمایش گذارد. این تأثیرگذاری‌ها گاه تا حدی بوده است که به جرأت می‌توان ادعا کرد پیشرفت‌های بزرگ بشر در دست‌یابی به بسیاری از موفقیت‌های علوم زیستی، مرهون اصول مهندسی ژنتیک و بیوتکنولوژی مولکولی است. در ادامه به گوشه‌هایی از این کاربردها اشاره می‌شود